image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

معماری شیوه پارسی

آخرین تغییرات 1397/12/2 10:41:56 | تاریخ 1397/12/2 10:40:26 | دفعات خوانده شدن 228 | 0 نظرات

 

معماری شیوه پارسی

شیوه‌ی پارسی نخستین شیوه‌ی معماری ایران است که از دوران هخامنشیان تا حمله‌ی اسکندر به ایران ینی سده‌ی ششم پیش از میلاد تا سده‌ی چهارم را در برمی‌گیرد. نام این شیوه از تیره (قوم) پارسی برگرفته شده که دراین روزگاران در کشور پهناور ایران فرمانروایی می‌کردند. البته در مورد معماری پیش از پارسی نیز بایستی این نکته مورد توجه قرار گیرد که تا پیش از کوچ آریاییان به ایران، شیوه تیره‌ها و ملت‌هایی نه چندان شناخته شده در ایران زندگی می‌کرده‌اند که معماری پیشرفته ای داشتند.

 

پارس‌ها

هزاران سال پیش دسته ای از نژاد هند و اروپایی در تاریخ ناپیدایی از تیره اصلی خود جدا شد و در سرزمینی از آسیای مرکزی خانه گزید و چون دو ملت هندی و ایرانی از آن پدید آمد، مردم شناسان آنهارا نژاد هند و ایرانی خواندند. سپس یک دسته بزرگ از آن‌ها به نام تسکا جدا شد که خود به دو دسته‌ی دیگر تقسیم شد که یکی از آن‌ها نیز آری یا آریا بود.

این تیره پس از چندی به انگیزه‌های ناپیدایی، شاید به علت افزایش جمعیت و ناسازگاری با محیط بومی به چند دسته‌ی بزرگ تقسیم شده، دسته ای از کوه‌های هندوکش گذشت و به دره و رود سند روی آورد و دسته‌ی دیگر در بسیاری از سرزمین‌های خرم و سرسبز میان رودهای سیحون و جیحون به جا ماند. تا اینکه نزدیک به دوهزار تا هزارو پانصد سال پیش از میلاد به ایران کنونی روی آورد.

نخستین جایی که بر پایه نوشته اوستا زاد بوم این تیره بود. سرزمین آییرن ویچه یا ایران ویچ بود که به گمان بیشتر پژوهشگران همان سرزمین خوارزم است. دسته‌های گوناگون این تیره پس از کوچ بزرگ از ایران ویچ، کم کم در سرزمین‌های سعد، مرو و هرات، کابل، هیرمند و سپس در تمام مشرق ایران یعنی خراسان و رود جیحون و ریگزار خوارزم خانه گزیدند. این سرزمین کهن‌ترین جایگاه کوچندگان آریایی بود.

در مرحله دوم کوچ، آریاییان به دامنه‌های جنوبی البرز و سرزمین‌های خرم آذربایجان رو آوردند و تا کوه‌های قفقاز هم رفتند و تیره‌ی دیگری از آنان به سرزمین‌های جنوبی ایران رو کردند.

آریایی‌ها در کوچ بزرگ خود در برخورد با دیگر تیره‌ها، همچون برخی ملت‌های آن زمان به جنگ و خونریزی نمی‌پرداختند؛ برای نمونه آشوری‌ها در میانرودان در حمله‌های خود همه چیز را نیست و نابود می‌کردند. ولی آریایی‌ها به هر کجا که می‌رسیدند پس از چیرگی به مردم از در آشتی درآمده و از داشته‌ها و تجربه‌های آنان بهره می‌بردند.

از اوایل قرن هفتم پیش از میلاد یکی از سران تیره‌های روسای قبایل ماد بنام "دیاکو " فرمانروایی را در آن سرزمین به دست گرفت و دودمان ماد هارا پایه گذاری کرد. آن‌ها از ۷۲۸ پیش از میلاد تا ۵۵۰ فرمانروای کردند. در سال ۶۰۵ پیش از میلاد "هُوَخشَتَرَ " دولت آشور را برانداخت. اهمیت و شهرت جهانی ایران از همین هنگام آغاز شد، زیرا پیروزی به آشوریان تاثیری شگرف در میان تمدن‌های بزرگ آن زمان گذاشته بود. دولت مادها هم در سال ۵۵۰ پیش از میلاد به دست هخامنشیان برافتاد و جزء دولت پارسی گردید. دولت پارسی از سال ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد به بخش قسمت بزرگی از سرزمین‌های هندوستان و آسیای مرکزی تا کشورهای شمال آفریقا در کنار دریای سرخ و تمام بالکان تا داخل شبه جزیره‌ی یونان فرمانروایی می‌کرد.

 

معماری پارسی

یکی از ویژگی‌های ایرانیان کهن و هنرمندان آن‌ها باور به تقلید درست بوده است که آنرا بهتر از نوآوری بد می‌دانستند. تقلید یا برداشتی که منطق داشته باشدو با شرایط زندگی سازگار باشد. آریایی‌ها چون مردمی کشاورز بودند و در سرزین های آباد و خرم زیسته بودند، خویی آشتی جو و سازگار داشتند.

به گمان فراوان آریایی‌ها هنگام کوچ و گذر از کنار دریاچه‌ی ارومیه در برخورد با معماری ارار تویی، از آن الگو گرفته و آنرا برساو کرده‌اند.

مردم ایران از هزاران سال پیش از چنین شیوه‌ی معماری پیروی می‌کرده‌اند، چنانکه مردم ابیانه و افوشته (در نطنز) هم که نام ارارتو نشنیده‌اند چنین کرده‌اند. نمونه‌های این الگو برداری هم در معماری و هم در نیارش شیوه‌ی پارسی یافت می‌شود که دو نمونه از آن‌ها تالار ستون دار و کلاوه ها بوده است.

نیایش گاه ارارتویان دارای تالاری با آسمانه تخت چوبی بود و چون دهانه‌ی آن بزرگ بود، ستون‌هایی چوبی در میان تالار هم زده می‌شد. همین روش را آریایی‌ها در شوش پی گرفتند. به تمام ایران صادر کردند. البته آن‌ها ستون ها را از سنگ و دیوارهایی گرداگرد تالار را از خشت می‌ساختند که مقبرای (قطر) برخی دیوارها تا پنج گز می‌رسید. با به کار بردن خشت و پوشش دو پوسته تلاش می‌کردند جلوی ورود گرما به درون را بگیرند. بدین گونه از معماری ارارتویی الگو برداری می‌شد، در حالیکه ساختمایه ای که سازگار با آب و هوای سرد قفقاز بود، در شوش دگرگون شده بود.

ساخت تالار ستون دار با پوشش دو پوسته تیرپوش، پس از اسلام نیز دنبال شد.

کلاوه های ارارتویی به گونه ای دیگر در معماری پارسی ساخته شد. نمونه الگو برداری آن ساختمان چهار گوشه سنگی است که درگاه آن بلند تر از کف زمین است.

 

نیارش

در معماری پارسی، آسمانه تخت با تیر و ستون اجزاء اصلی ساختنان بوده است. از چوب به سادگی می‌شد برای پوشش دهانه‌هایی از۲.۵ تا ۳.۵ گز بهره گیری کرد. ولی در معماری تخت جمشید، دهانه میان دو ستون را تا حدود ۶ گز (۶.۴۰ متر) رسانده‌اند و این بزرگ‌ترین دهانه‌ی چوب پوش در جهان آن روز بود. چنین چوبی در خور این دهانه در ایران یافت نمی‌شد از این رو آن‌ها چوب‌های درخت کنار را از جبل العامل لبنان از راه شوش به تخت جمشید رسانده‌اند و آنرا به کار برده‌اند. همچنین پارسیان اتاق‌هایی می‌ساختند که دوستون در میان آن بود و دو تیر چوبی را بر روی هم با کاف می‌بستند و روی ستون‌ها می‌گذاشتند. بدین گونه به توانایی باربری تیر می‌افزودند.

در معماری پارسی نوآوری‌های شگفتی در ساخت آسمانه تخت بکار برده می‌شود. برای نمونه در تیر ریزی آسمانه برای اینکه تیرچه‌هایی در دو دهانه کنار هم سنگینی بار را بر روی یک تیر بار برنگذارند، راستای چیدن آن‌ها را تغییر می‌دادند. بدین گونه سر هر تیرچه بالشتکی بر پهنای یک تیر باربر پیدا می‌کرد و این برای گسترش بار تیرچه بهتر بود.

بنیاد شیوه معماری پارسی از همان ساختمان‌های ساده که در سرزمین‌های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده، برگرفته شده است؛ اما پدیده تازه ای که با گسترش فرمانروایی پارس‌ها روی می‌دهد، همکاری هنرمندان مختلف از سرزمین‌های گوناگون در کار ساختمان سازی است. روشن است که کشوری به بزرگی ایران دوره‌ی هخامنشی با ملت‌های گوناگون مختلفی که زیر سلطه داشته، این کار را می‌بایست انجام دهد.

آنچه مهم است گردهم آمدن هنرمندان مختلف و پدید آوردن شیوه ای متناسب و ایرانی است که در آن عناصر گوناگون بصورت منطقی در کنار هم قرار می‌گیرند و این هنر است. با وجودی که اوزیر (ساختار) ساختمان‌های این روزگار از سنگ بوده است اما از دیوار خشتی نیز برای پنام (عایق) بهره گیری شده؛ که درست است که الگو از دیگر جاها گرفته می‌شده است، اما دهانه‌ها را تا ده متر پهنا (از محور تا محور ستون‌ها) رسانده‌اند و این شیوه ساخت برای اولین بار در معماری جهان آنروز رخ می‌دهد.

 

آرایه

در شیوه پارسی آرایه‌هایی به کار رفته که هر کدام منطق خاصی داشته است. آرایه سرستون در معماری ایران ریشه کهنی دارد. در دخمه‌های مادی سرستون‌هایی بر دیواره کنده شده که همانند سرستون‌های ایونی یونان هستند.

شاید بتوان منطق دست یافتن به این ریخت‌ها را چنین پنداشت که چون برای سوار کردن و نگهداشتن دو تیر در کنار هم بر بالا و دو سوی یک ستون، آن‌ها را با ریسمانی بنام کُبال به هم می‌بسته‌اند و سپس تخته ای روی آن‌ها برای بالشتک می‌گذاشتند، این چفت و بست و پیچش ریسمان سر تیرها کم کم دگرگون شده و همانندی چون سرستون ایونی پیدا کرده است.

هر کدام از این آرایه‌ها در عین اینکه یک آذین به شمار می‌رفتند، دارای منطق نیارشی هم بوده‌اند.

پارسیان همواره این گفته ارزشمند را پاس می‌داشتند که "آزموده را نباید دو بار آزمود".

در ارتباط با هنر، پیکره و مجسمه سازی در ایران نیز بایستی گفت چون هم دین اسلام و هم دین‌های پیش از اسلام بت پرستی را نمی‌پذیرفتند، چندان رواج نداشته است.

 

 

بخشی از کتاب سیری در تاریخ معماری ورامین

اثر : نوید کدخدا

منبع : http://www.nashrenazari.com

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1398/8/23



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: