image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

تاثیر

آخرین تغییرات 1397/4/17 15:36:16 | تاریخ 1397/4/17 10:39:13 | دفعات خوانده شدن 149 | 0 نظرات


در فصل آخر، من در مورد محدودیت ها و مدلسازی صحبت کردم. حال منطقی به نظر میاید که به مولفه مهم دیگری از مدلسازی بپردازیم که آمار است. اجازه دهید تا تجربه دایناسور از آمار را مورد بحث قرار دهیم. 

دایناسور که یک دانشمند بود، عادت داشت که احتمالات را براساس آمار تعریف کند. اما طبیعت پر است از شگفتی ها و شگفتی بزرگی در خانه منتظر دایناسور بود. دایناسور برای مدتی گروه های بسیاری از حیوانات را در خانه داشت. فعالان در زمینه حیوانات در سرتاسر دنیا معمولا پیشنهاد می کنند که حیوانات خانگی را به طریق عقیم سازی نوع نر یا درآوردن تخمدان نوع ماده نازا کنیم. به این ترتیب این فعالان سعی می کنند تا از فراوان شدن این حیوانات و بچه هایشان در نزد صاحبانشان پیشگیری کنند. حیوانات خانگی در جامعه انسانی معمولا حیواناتی هستند که پرورش یافته اند تا با انسان زندگی کنند. آنها نسل ها برای این منظور سازگاری یافته اند. اگر آنها را رها کنیم معمولا قادر نیستند به خودی خود و به تنهایی برای مدت زیادی در حیات وحش زندگی کنند. بنابراین فعالان در این زمینه بسیار تلاش می کنند تا صاحبان این حیوانات با آنها رفتاری مانند اعضای خانواده داشته باشند.

دایناسور تصمیم گرفت که مسئولیت پرورش و مراقبت از بچه های یک یا چند حیوان خانگی اش را بر عهده گیرد. از آنجا که همه حیوانات نر خاکی که وی داشت عقیم شده بودند، او تصمیم گرفت که بچه های ماهی ها را پرورش دهد.  او کلا ده ماهی از سه گونه متفاوت داشت   که در دو مخزن زندگی می کردند. مخزن کوچکتر چهار ماهی داشت (2 تا ماهی قرمز و 2 تا ماهی  از نوع Black Molly).  هر کدام از این جفت ها یک نر و یک ماده داشتند. این یک امر غیرعادی نبود. دایناسور یاد گرفته بود که اگر کسی دو حیوان خانگی داشته باشد، 50% شانس وجود دارد که آنها از دو جنس مجزا باشند.  (25% شانس وجود داشت که هر دو ماده باشند، 25% هر دو نر باشند،  و 50% شانس وجود داشت یکی نر و یکی ماده باشد). از آنجا که مخزن کوچک بود و دو گونه ماهی در آن وجود داشت، دایناسور تصمیم گرفت تا ماهی ها را در مخزن دیگری پرورش دهد.

مخزن دوم مخزنی بزرگ بود که شش ماهی از یک گونه داشت (ماهی های قرمز). دایناسور قبلا هیچ وقت سعی نکرده بود که جنسیت آنها را تشخیص دهد. شش ماهی الگوهای رنگی متفاوتی داشتند و از فروشگاه های مختلف در زمان های متفاوتی خریداری شده بودند.  این مساله سبب شد که دایناسور بیاندیشد که ماهی ها نماینده افراد تصادفی از جمعیتی متنوع هستند.  بدلیل علاقه جدیدش به پرورش، دایناسور تصمیم گرفت تا جنسیت هر ماهی را تشخیص دهد و سپس جفتی سالم را انتخاب کند تا جفتگیری کنند.  دایناسور مشخصاتی را جستجو کرد که به افراد کمک می کردند نوع ماده و نر را از هم تشخیص دهند.  وی لیستی از مشخصات را تهیه کرد و چند ویدئو مرتبط دید.  او کاملا مطمئن بود که لیست مشخصات و ویدئوها باندازه کافی برای شناسایی جنسیت ماهی های قرمز آگاهی رسان و مفید هستند.

حدس بزنید چه چیز باعث تعجب بود؟

دایناسور اولین ماهی قرمز را انتخاب کرد و آن را در تنگی نگهداشت تا جنسیتش را تشخیص دهد. بر اساس همه معیارهایی که وی لیست کرده بود، این باید یک ماهی ماده می بود. آیا این یک خبر عالی نبود؟ دایناسور یک ماهی ماده پیدا کرده بود که می توانست برای پرورش ماهی تخم گذاری کند. حالا فقط نیاز داشت تا یک ماهی نر پیدا کند تا تخم ها را بارور سازد. دایناسور خیلی هیجان زده بود.

او دومین ماهی مدنظر را انتخاب کرد تا جنسیتش را تشخیص دهد. آن هم یک ماده ماهی بود. این خبر بدی نبود. براساس آمار، اگر کسی جمعیتی تصادفی از شش حیوان خانگی داشته باشد، 50% شانس آن وجود دارد که سه تا از آنها ماده و سه تای دیگر نر باشند. با اطمینان به این مساله و آموزش علمی و دانش درباره آمار، دایناسور فکر کرد که جنسیت ماهی سوم را تشخیص دهد.

حدس بزنید چه شد؟ ماهی سوم هم ماده بود. او از یافته اش شگفت زده شده بود. اما ماهی چهارم را انتخاب کرد تا جنسیتش را تشخیص دهد. پس از ملاحظه ای دقیق دایناسور دریافت که ماهی چهارم هم ماده است. این فوق العاده بود او تعداد بسیاری گزینه ماده داشت. حتی یک ماهی نر هم برای بارور سازی چندین ماهی ماده کافی بود. بر اساس دانش اش بعنوان یک دانشمند و بر مبنای علم آمار، او میدانست که اگر کسی پنج ماهی (یا حیوان خانگی دیگری) داشته باشد، میتواند بیش از 90% مطمئن باشد که حداقل یکی از آنها جنسیتی مخالف جنسیت اکثریت در گروه دارد.  همانطور که قبلا گفتم، دایناسور کلا شش ماهی (یعنی بیش از پنج) ماهی قرمز داشت.  بنابراین کاملا مطمئن بود که حداقل یکی از دو ماهی باقیمانده نر هستند.

وی ماهی پنجم را برداشت و مشخصاتش را مدنظر قرار داد. آن ماهی هم ماده بود.  اجازه دهید سری با آمار بزنیم.  اگر کسی شش ماهی داشته باشد آن فرد میتواند بیش از 95% مطمئن باشد که حداقل یکی از ماهی ها جنسیتی مخالف بقیه ماهی ها دارد. با یک حس سردرگمی، دایناسور ماهی آخر را هم امتحان کرد و متوجه شد آن هم ماده است.  احتمالا یک چیزی درست نیست.

شاید دایناسور به درستی بین ماهی های قرمز نر و ماده تمایز قائل نشده است.  برای اثبات شکش و تست توانایی اش، او به یک فروشگاه حیوانات خانگی رفت که انواعی از ماهی های قرمز را می فروخت. در نهایت تعجب دید که میتواند ماهی های نر و ماده را از هم تشخیص دهد. او به یک فروشگاه دیگر رفت و در آنجا هم توانست تفاوت بین این دو جنس را تشخیص دهد. این بدان معنا بود که دایناسور اشتباه نکرده است؟ یعنی همه شش ماهی مخزن وی ماده بودند؟ چطور ممکن بود؟

زیست شناسان در سرتاسر دنیا قبول دارند که بسیاری از آزمایشات آنها تا 95% درست هستند. اما دایناسور یک مثال در زندگی واقعی دید که آمار در آن شکست خورده بود. او تصمیم گرفت تا چند ماهی نر را از فروشگاه بخرد. او همچنین درس مهمی را از این واقعه برگرفت:

"آمار تنها می توانند در مورد احتمال رخداد یک واقعه به شما اطلاعات دهند. پس بعنوان راهنما قابل استفاده اند. اما در آمار شانس خطا وجود دارد که معمولا نادیده گرفته می شود. این خطاهای کوچک می توانند گاهی اثرات بسیار مهم و معناداری داشته باشند. پس نباید هیچ وقت بسیار متعصب باشیم و ادعا کنیم که یک چیز بی عیب و کامل است و هیچ گستره خطایی وجود ندارد. حتی اگر یک نفر 99.99% هم مطمئن باشد، 1 در 10000 شانس شکست آمار/ پیش بینی وجود دارد. رهبر باید آماده باشد این رخدادهای 1 در 10000 را رفع و رجوع نماید."


درس مدیریتی 8 در  زندگی حقیقی

یافتن مدیرانی که در مورد تجربیاتشان بسیار متعصب هستند کار مشکلی نیست. مطمئن بودن و اطمینان به خود داشتن امری ناپسند نیست اما ممکن است در طولانی مدت سبب آسیب به فردی شود که بیش از حد مطمئن است. من محققان بسیاری را می شناسم که فکر می کردند اگر یک اتفاقی میافتد پس حتما اتفاق دیگر هم باید رخ بدهد. این در بسیاری موارد درست است. اما این مساله دلیل اصلی در پس ناتوانی یک دانشمند یا مدیر متوسط در پیشرفت در زندگی است.  اگر کسی بخواهد به چیز غیرمرسومی دست یابد، پس باید بدنبال چیزی فراتر از عرف برود. رسیدن به چیزی بزرگ در حدود مرزهای راحتی و آسایش امری تقریبا نامحتمل است.

اطمینان بیش از حد به دانش یا آموزش گذشته، بیشتر مواقع سبب به هدر رفتن منابع و زمان می گردد. من محققانی را می شناسم که شکست خورده اند چرا که بیش از حد در مورد آموزش گذشته شان مطمئن بودند و این منجر شده به سالهای از دست رفته ای برای چیزی که برای آنها یا جامعه انسانی ارزشی نداشته است.  در شرکت ها و سازمان ها هم مثال های مشابهی وجود دارد. یک شرکت لوازم آرایشی (که دفتر اصلی اش سابقا در نیویورک بود و اکنون به انگلستان نقل مکان داده) فلسفه ای فوق العاده داشت.  من به مسئولیت های اجتماعی و فلسفه  آنها را احترام می گذارم چرا که تساوی جنسیتی را ترویج می دادند و به قدرتمندسازی زنان اعتقاد کامل داشتند.  من نخستین بار این شرکت را زمانی شناختم که در سال 2013 با دوستی صحبت می کردم که از دنیای سازمانی اطلاعات خوبی داشت.  در آن زمان ما به این نتیجه رسیدیم که استراتژی بازاریابی این شرکت برای قرن 19 و 20 عالی است اما شاید برای قرن 21 استراتژی خوبی نباشد.  اگرچه آنها محصولات فوق العاده ای داشتند، عایدی و درآمدشان رو به افت گذاشته بود. تقریبا پس از چهار سال از زمان بحث و گفتگوی ما، من به این باور رسیدم که در آن زمان ما حق داشتیم و درست می گفتیم. احتمالا مدیران در این شرکت فکر می کردند که شرکت با همان استراتژی ای که 140 سال آن را پابرجا نگاه داشته برای 140 سال دیگر هم به بقای خودش ادامه می دهد.  چیزی که آنها بدان توجه نکرده بودند دنیای در حال تغییر بود. مایلم در اینجا مطلبی را از جان اف کندی نقل کنم:

"تغییر قانون زندگی است.  و کسانی که تنها به گذشته یا اکنون می نگرند به حتم آینده را از دست خواهند داد".

نقل قول ذکر شده از جان اف کندی تقریبا در مورد همه چیز مصداق دارد.  مجددا می گویم که اعتماد یک دارایی فوق العاده است اما یک رهبر نباید هیچ گاه بیش از حد به تجربیات گذشته اش و یا به آمار مطمئن باشد. حتی اگر شانس خطا خیلی کم و کوچک باشد نباید هیچ گاه احتمال آن را نادیده بگیریم.  وقتی کسی شانس خطا را نادیده می گیرد کاری برای به حداقل رساندن آن انجام نمی دهد و این خود منجر می گردد به احتمال بیشتر خطا. از نظر من :

" تغییر تنها قانون زندگی است که هیچ استثنائی ندارد. کسانی که می خواهند رهبر و پیشرو باشند همواره باید برای تغییر آماده باشند". 

حقایق سرگرم کننده

پرورش ماهی های نوزاد یکی از سخت ترین کارها در نگهداری آکواریوم است. بسیاری از آکواریوم دارهای تازه کار فکر می کنند تنها نگهداری چند ماهی در کنار هم سبب می گردد که آنها زاد و ولد کنند. ممکن است ماهی ها بسته به گونه و نوع شان بچه بدنیا بیاورند یا تخم بگذارند. ماهی های Molly و Guppy دو نوع ماهی آب های تازه اند که براحتی زاد و ولد می کنند و بچه بدنیا میاورند. پرورش نوزادان ماهی های تخم گذار سخت تر است چرا که باید مراقبت بیشتری از تخم هایشان شود.

صرفنظر از اینکه یک ماهی زنده زا باشد یا تخمگذار، چند فاکتور وجود دارند که باید مدنظر قرار داد.  دما عامل مهمی است چرا که برخی ماهی ها تنها در فصل خاصی زاد و ولد می کنند و دمای این فصل ها باید برای آنها ایجاد گردد. عامل مهم دیگر تعداد گیاهان در مخزن آکواریوم است. ماهی به چند دلیل مایلند که از گیاهان استفاده کنند. آنها از این گیاهان برای پنهان شدن خود یا پنهان کرد تخم هایشان یا بچه هایشان استفاده می کنند.

گاهی گیاهان منبع مازاد غذا برای ماهی ها هستند. اما تغذیه بستگی دارد به نوع گیاه و همچنین گونه ماهی. بسیاری از ماهی ها در مورد گیاهی که می خواهند بخورند بسیار گزینشی هستند.  همچنین بسته به تعداد و تراکم گیاهان در اکواریوم می توانند بعنوان فیلتر طبیعی عمل کنند که PH مخزن را کنترل می نمایند و سطح مواد سمی چون آمونیاک و زائدات ماهی ها را به حداقل می رسانند.

شبیه سازی محیط زیست طبیعی ماهی ها بهترین راه است تا مطمئن شویم که ماهی ها برای زاد و ولد راحت اند. گیاهان زنده یکی از فاکتورهای مهم در ایجاد محیط طبیعی هستند. در غیاب آنها، آکواریوم دار می تواند از گیاهان پلاستیکی و سایر اشیای تزئینی استفاده کند. اما باید توجه و مراقبت بیشتر شود چرا که در غیاب گیاهان طبیعی زاد و ولد سخت و پیچیده تر می شود. گیاهانی وجود دارند که به سرعت در آکواریوم زیاد می شوند. آنها با قیمت به صرفه قابل خریداری اند. یکی از دوستان من دو ماهی را که ماه ها از آنها نگهداری میکرد به آکواریومی که گیاهان طبیعی داشت منتقل کرد. او جنسیت ماهی ها را کنترل نکرد چرا که قصد بارور سازی آنها را نداشت. سه ماه بعد، او چند دو جین بچه ماهی در مخزنش دید. بنابراین پرورش و تکثیر ماهی ها کار بسیار سختی نیست. تنها لازم است محیط مناسب برای زندگی شان مهیا شود و آنها فوراً زاد و ولد می کنند. 


بخشی از کتاب درس های مدیریتی و راهبردی از سرزمین عجایب

نویسنده :مورتی میسلانی

مترجم : محمد سعید قوت دین

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است

منبع : http://www.nashrenazari.com


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/7/30



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: