image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

سحرخیزی در آیات قرآن

آخرین تغییرات 1397/4/2 13:01:16 | تاریخ 1397/4/2 12:40:14 | دفعات خوانده شدن 214 | 0 نظرات

 

در قرآن کریم  چندین  آیه به سحرخیزی و جایگاه آن اختصاص داده شده است.

آیه اول: ﴿الصَّابِرينَ وَ الصَّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالْأَسْحار[1]

«آنها كه (در برابر مشكلات، و در مسير اطاعت و ترك گناه، ) استقامت مى‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق مى‏كنند، و در سحرگاهان، استغفار مى‏نمايند.»

" اسحار" جمع" سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى" پوشيده و پنهان بودن" است، و چون در ساعات آخر شب پوشيدگى خاصى بر همه چيز حاكم است" سحر" ناميده شده. واژه" سحر" (بر وزن شعر) نيز، به چيزى گفته مى‏شود كه چهره حقائق را مى‏پوشاند و يا اسرار آن از ديگران پوشيده است[2] این آیه برخی از صفات پرهیزکاران را معرفی می‌کند. برخی از مفسرین (وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ) را این گونه تفسیر کرده‌اند: زنده داری پاسی از شب که به نماز شب و به خلوت با آفریدگار سپری شود.[3] منظور از كلمه:" استغفار" در سحرها؛ نماز شب و استغفار در آن است و روايات وارده، استغفار در اسحار را به نماز شب، و استغفار در قنوت آخرينش كه همان يك ركعت" وتر" است، تفسير نموده‏اند[4].

در جوامع الجامع، در معنى﴿وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ[5] دو قول ذکرشده  است:

1- نمازگزاران در وقت سحر [قتاده‏].

2- آنان كه نمازشان تا هنگام سحر به طول مى‏انجامد و پس از آن طلب آمرزش كرده و دعا مى‏كنند.[6] در مجمع البیان در معني ﴿وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ چهار قول ذکر شده  است:

1- نمازگزاران در وقت سحر (قتاده) و همين معنا را امام رضا(عليه السّلام) از پدرش از حضرت امام جعفر صادق(عليه السّلام) نقل كرده است.

2- كسانى كه در سحر طلب آمرزش مى‏كنند (انس) 3- افرادى كه نماز صبح را با جماعت مى‏خوانند (زيد بن اسلم) 4- آنهايى كه تا وقت سحر نماز مى‏خوانند و سپس از خدا درخواست آمرزش نموده، او را مى‏خوانند. از حضرت امام جعفر صادق(عليه السّلام) نقل شده كه فرمود هر كس در سحر هفتاد مرتبه استغفار كند، مشمول اين آيه خواهد بود.

انس بن مالك از پيغمبر نقل كرده كه فرمود: خداوند مى‏فرماید:«من وقتى اراده مى‏كنم كه اهل زمين را عذاب كنم، ولى هنگامى كه به سازندگان و بنا كنندگان مساجد و شب‏زنده‏داران و استغفار كنندگان در سحرها نظر مى‏افكنم عذاب خود را از آنها باز ميدارم.»[7]

پيامبر اكرم اسلام(صلواتُ الله عليه) مي‌فرمايد: بهترين وقت از براى اينكه خدا را بخوانيد موقع سحر مي‌باشد. بعد اين آيه را تلاوت كرد، كه حضرت يعقوب در جواب پسرانش كه گفته بودند: از خدا براى ما طلب آمرزش كن فرمود:﴿قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ[8] گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!»

 پيامبر خدا فرمود: حضرت يعقوب دعا كردن درباره آنان را تا موقع سحر به تأخير انداخت.[9]

شيخ طوسى به اسناد خود، از حضرت صادق(عليه السّلام) روايت نموده:«مَن قالَ فى آخِرِ الِوترَ فى السَّحَرِ: «اَستَغفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ اَتوبُ اِلَيهِ» سَبعينَ مَرَّة و دامَ عَلى ذلكَ سنة كَتَبه اللّهَ مِنَ المُستَغفِرينَ بَالاسحارِ»: هر كه بگويد آخر وتر در سحر «اَستَغفِرُ اللّهَ رَبِّى وَ اَتوبُ اِلَيهِ»، هفتاد مرتبه و مداومت نمايد بر آن يك سال، مى‏نويسد خدا او را از استغفار كنندگان در سحرها. لقمان حكيم در وصايايى به پسر خود می فرمايد: «يا بُنىَّ لا تَكُن اِعجَز مِن هذا الدَّيكِ يَصوتُ بالاسحارِ وَ انتَ نائِمٌ على فَراشِك»: اى پسر من، مباش عاجزتر از خروس كه صدا مى‏كند به سحرها (يعنى ذكر مى‏گويد) و حال آنكه تو خوابيده باشى بر رختخواب خود.[10]

چرا در ميان اوقات شبانه روز تنها به وقت"سحر" اشاره شده است، در حالى كه استغفار و بازگشت به سوى خدا در هر حال مطلوب است؟ اين براى آن است كه سحر، به خاطر آرامش و سكوت و تعطيل كارهاى مادى و نشاطى كه بعد از استراحت و خواب به انسان دست مى‏دهد، آمادگى بيشترى براى توجه به خداوند به او مى‏بخشد و اين معنى را به آسانى با تجربه مى‏توان دريافت، حتى بسيارى از دانشمندان براى حل مشكلات علمى از آن وقت استفاده مى‏كردند. زيرا چراغ فكر و روح انسان در آن وقت از هر زمان پرفروغ‏تر و درخشان‏تر است و از آنجا كه روح عبادت و استغفار، توجه و حضور دل مى‏باشد. عبادت و استغفار در چنين ساعتى از همه ساعات گرانبهاتر خواهد بود.[11]

آیات دوم و سوم:﴿كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ *وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[12]

«آنها كمى از شب را مى‏خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مى‏كردند»

كلمه"هجوع" كه مصدر فعل"يهجعون" است، به معناى خواب در شب است. بعضى هم گفته‏اند اصلا به معناى خواب اندك است و معناى آيه اين است كه: متّقين در دنيا زمان اندكى از شب را مى‏خوابيدند. بلكه بيشتر شبها تا به صبح بيدارند".[13] بعضى گفته‏اند: منظور اين است، كه آنها اكثر شب را بيدار بودند و كمى از شب را مى‏خوابيدند، و به اصطلاح همواره شب زنده‏دار بودند.[14]

﴿كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ[15] از زهرى و ابراهيم نقل شده است يعنى: مقدار اندكى از شب را مى‏خوابيدند، و بيشتر اوقات شب را نماز ميخواندند. از سعيد بن جبير از ابن عباس و حضرت صادق(عليه السّلام) روايت شده است: يعنى اينان كمتر شبى بر آنها مي‌گذشت مگر آنكه در آن نماز مي خواندند، يعنى: آنچه در آن مي خوابيدند روي هم اندك بود، و ليل اسم جنس است و مجاهد گويد: يعنى آنان تمام شب را نمى‏خوابيدند. از ضحاك و مقاتل نقل شده است كه: وقف بر قليلا خواهد بود، به اين معنى كه اندكى از مردم بودند كه شب را اصلا نمي‌خوابيدند كه بر قليلا وقف شده، سپس﴿مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ جداگانه و ماء نافيه باشد، كه بطور كلى خواب از آنان نفى شده يعنى: شبها را تا صبح با نماز خواندن و قرائت قرآن احياء ميگرفتند.

﴿وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[16] حسن گويد: اينان تا سحر به نماز خواندن مي پرداخته و سپس در سحر به استغفار مشغول مي‌شده‏اند؛ امام صادق(عليه السّلام) مي فرمايد: سحر در نماز وتر هفتاد بار استغفار مي‌گفته‏اند.[17]

﴿وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ[18] در اخبار ائمه(عليهم السّلام) تفسير فرمودند: به هفتاد استغفار كه در قنوت وتر وارد شده در آخر شب، زيرا ساير صلوات افضل اول وقت است. كه فرمودند: و نماز شب بالاخص سه ركعت شفع و وتر آخر وقت، قريب به صبح افضل است، بعضى گفتند: مراد نماز در وقت سحر است، چون موجب مغفرت مى‏شود. و بعضى گفتند: از اول شب تا وقت سحر اشتغال بصلوات و از سحر تا صبح اشتغال باستغفار و همان مفاد اخبار معتبر است، اين قسمت احساس بنفس است‏.[19] از جمله صفات فاضله ساكنان بهشت آن بوده كه هنگام سحر و ثلث آخر شبها در مقام طلب مغفرت و آمرزش برآمده و از گناهان و از نواقص خُلقى و عملى به پيشگاه كبريائى طلب عفو مي نمودند، و به اداء نماز شب كه روح آن استغفار است، قيام مي نمودند و پيوسته به سحر خيزى و بيدارى آخر شب التزام داشته‏اند.[20] با توجه به معنای آیه ﴿كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ[21] متقین در دنیا، زمان اندکی از شب را می‌خوابیدند و بیشتر شب‌ها به عبادت مشغول بودند.

آیات چهارم و پنجم:﴿قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً [22]

«شب را، جز كمى، بپاخيز! *نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن»

مراد از قليل، قليل از شبهاست، نه قليل از ساعتهاى يك شب، و معناى آيه اين است كه: همه نيمه شب‏ها بر خيز.[23] و انتخاب شب براى عبادت، به خاطر اين است كه اولا چشم و گوش دشمنان در خواب است، و ثانيا كارهاى زندگى تعطيل مى‏باشد و به همين دليل انسان آمادگى بيشترى براى انديشه و تفكر و تربيت نفس دارد[24].

آیه ششم:﴿إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً [25]

«مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‏تر است! »

عبادت و راز و نیاز شبانه در صفاى نفس انسان تأثیر زیادی دارد و او را در راه عبادت ثابت‏قدم‏تر مى‏سازد و بهتر از هر چيز نفس آدمى را از اينكه به وسيله مشاغل روز، دچار كدورت شود حفظ مى‏كند.[26]

دستور عبادت و تلاوت شبانه به خاطر آن است، كه برنامه (عبادت و تعليم) شب پابرجاتر و با استقامت‏تر است.[27] روی هم رفته این آیه از آیاتی است، که با معنی پر محتوایش رساترین سخن را دربارة عبادت شبانه و نیایش سحرگاهان و راز و نیاز با محبوب در ساعاتی که اسباب فراغت خاطر از هر زمان فراتر است و همچنین تأثیر آن در تهذیب نفس و پرورش روح و جان انسان بیان کرده است و نشان می‌دهد که روح آدمی در آن ساعات آمادگی خاصی برای نیایش و مناجات دارد. [28]

آیه هفتم:﴿وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً [29]

«و در شبانگاه براى او سجده كن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى! »

در شب خدا را تسبيحى طولانى كن، [30] تا در ساية اين" سجده" و" تسبيح"، نيروى لازم و قدرت معنوى و پشتوانه كافى براى مبارزه با مشكلات را فراهم سازى.[31]

پیام مشترک آیات: آنچه که می توان از آیات قرآن کریم در مورد سحرخیزی استنباط کرد، این مطلب مهم است که سحر، افضل اوقات شبانه روز است. بهترین زمان برای راز و نیاز با خداوند است. مناسب ترین زمان برای استغفار است، زیرا وقت سحر یک موقعیّتی می باشد که هنگام خواب و آسایش است و کار هرکسی نیست که بتواند از آسایش خود بگذرد و از طرفی هم عبادت انسان کمتر دچار خود نمایی و ریاکاری خواهد شد. لذا استغفار در این موقع از اوقات دیگر نیکوتر است. عبادت و راز و نیاز سحرگاهی، در صفای نفس انسان تأثیر زیادی دارد و او را در راه عبادت ثابت قدم تر می سازد. همچنین تأثیر آن در تهذیب نفس و پرورش روح و جان انسان بیشتر است.

 

تجلّی سحر خیزی در سیره معصومین(عليهم السّلام)

سحرخیز بودن در سیرۀ معصومین(عليهم السّلام) نمایان است که آنان به این امر مهم توجه ویژه‌ای داشته اند، زندگی آن بزرگواران نمونه‌ای از یک برنامه تکاملی است. عبادت خالصانه معصومین(عليهم السّلام) در هنگام سحر و راز ونیاز با معشوق خود حاکی از این است که آنان برای این وقت از شبانه روز اهمیت خاصی قائل بوده‌اند در زیر به چند نمونه از دریای بی کران سحرخیزی معصومین(عليهم السّلام) اشاره می‌شود.

 



1.        آل عمران:17.

2.        ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، ج22، ص323و324.

3.       محمد حسين حسيني همداني، انوار درخشان، ج 3، تحقيق: محمد باقر بهبودي، تهران: كتاب فروشي لطفي،  1404ق، ص31.

1.        محمد حسين طباطبايي، الميزان، ج‏3، ترجمه:محمد باقر موسوی همدانی، پنجم، قم:دفتر انتشارات حوزة علمیه، 1374ش، ص:177و178.

2.        آل عمران:17.

3.        فضل بن حسن طبرسي، جوامع الجامع، ج‏1، گروه مترجمان، دوم، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي، 1377ش، ص391.

4.       ضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏3، مترجمان، تهران: انتشارات فراهاني، 1360ش، ص264.

1.        یوسف:98.

2.        محمد جواد نجفي خميني، تفسير آسان، ج‏2، تهران: انتشارات اسلاميه، 1398ق. ص223-222.

3.       حسين بن احمد حسيني شاه عبدالعظيمي، تفسير اثنا عشري، ج‏2، تهران: انتشارات ميقات، 1363ش، ص 39.

1.        ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، پیشین، ج‏2، ص465.

2.        الذاریات:17و18.

3.        محمدحسین طباطبایی، المیزان، پیشین ج‏18، ص 554 .

4.        ناصر مكارم شيرازي، تفسیر نمونه، پیشین، ج‏22، ص: 321.

5.       الذاریات:17.

1.        الذاریات:18 .

2.        فضل بن حسن طبرسي، جوامع الجامع، پيشين، ج‏23، ص 306-305.

3.        الذاریات:18.

4.        عبدالحسين طيب، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏12، دوم، تهران: انتشارات اسلام، 1378ش، ص271-270

5.        محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، پيشين، ج‏15، ص 464.

6.        الذاریات:17.

7.       مزمّل:2-3.

1.        محمدحسین طباطبایی، المیزان، پیشین، ج‏20، ص 95/فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، پیشین، ج‏26، ص15

2.        ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، ج‏25، ص 167

3.        مزمل:6.

4.        محمدحسین طباطبایی، المیزان، پیشین، ج‏20، ص 99.

5.        ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، ج‏25، ص175 .

6.        همان، ص176.

7.       انسان:26.

1.        محمدحسین طباطبایی، المیزان، پیشین، ج‏20، ص: 227

2.       ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین، ج‏25، ص: 378

 

 

بخشی از کتاب اهمیت سحرخیزی


اثر : اصغر طهماسبی بلداجی - فرزانه طهماسبی بلداجی

 

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

 

منبع : http://www.nashrenazari.com


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/9/19



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: