image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

ساختمان موسیقیایی شعر

آخرین تغییرات 1397/3/20 13:34:50 | تاریخ 1397/3/20 13:17:10 | دفعات خوانده شدن 69 | 0 نظرات

 

در غزل شاید و در بیشتر شعرهای کلاسیک، موسیقی بیرونی البته همراه با ضمائمی دیگر مانند موسیقی درونی و موسیقی کناری از آن دسته الزاماتی هستند که داشتنشان باعث قوت بخشیدن و تثبیت می‌گردد. می‌دانیم که وزن (موسیقی بیرونی) الزام است و بدون آن شعر کلاسیک میسر نیست! اما چگونگی بهره گرفتن از این امکان شگرف و شگفت‌انگیز اگر با درک صحیحی صورت بپذیرد چاره‌ای جز پذیرش از سمت مخاطب نخواهد دید!

می‌دانیم غیر از این مهم دریافت‌ها و ارکان دیگری نیز هستند که به گیرایی و جذبه بیشتر یک شعر و اینجا غزل، کمک می‌کنند. فعلا به این سرفصل یعنی نوع گزینش موسیقی بیرونی برای کلام قابل ارائه می‌پردازیم.

همان‌طور که می‌دانیم ملاک زبان پارسی برای وزن مصرع و در زبان عربی مبنا "بیت" است. به تعبیر واضح‌تر در زبان فارسی می‌بایست موسیقی بیرونی عینا در مصرع‌های شعر کلاسیک تکرار شود و اگر جز این باشد خروج از این قاعده صورت پذیرفته است! البته در برخی زبان‌ها که موسیقی یا وزن در شعرهایشان وجود دارد "معیار"هایی برای سنجش وجود دارد بگذارید با استفاده از کتاب خوب "بر بال قلم" نوشته استاد عزیز جناب سیدابوالقاسم حسینی (ژرفا) معیارهای زبان‌های دیگر را در مورد وزن یادآوری نمایم:

"1- وزن عددى: تساوى تعداد هجاهاى هر مصراع; ويژه زبان‌هاى فرانسوى، ايتاليايى، اسپانيايى و ژاپنى.

2-وزن تكيه‌اى: يكسانى تكيه بر هجاها؛ ويژه انگليسى قديم و آلمانى.

3-وزن كَمّى: کوتاهى و بلندى هجاها؛ ويژه فارسى و عربى.

4-وزن كيفى: زير و بَمى هجاها؛ ويژه چينى و ويتنامى.

5-وزن «تكيه‌اى ـ عددى: تساوى تعداد هجاها و تكيه آن‌ها؛ ويژه انگليسى امروز."

پنج معیار بالا را عینا از کتاب خوب فوق نقل کردم. پس می‌بینیم که معیار موسیقی بیرونی شعر زبان پارسی "کمّی" است یعنی حتما در مصرع این قرارداد می‌بایست جاری باشد. (استثنا در شعرهای بحر طویل!)

اما علاوه بر یادآوری معیارهای موسیقی بیرونی برای شعر پارسی قصد دارم کمی به چرایی انتخاب برخی موسیقی‌ها (اوزان) برای شعر بپردازم و مسائلی از این دست...

در این زبان سی چهل وزن معروف و پرکاربرد داریم که یکی از آنها همین وزن به کارگرفته شده برای شعر مورد نقد است یعنی وزن " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" یا " مجتث مثمن مخبون محذوف". چه بخواهیم چه نخواهیم! در شعر وزنها به لحاظ کارکرد موسیقیایی چون شنیداری هستند با خود موسیقی مخصوص خود را حمل می‌کنند. ممکن است بعضی بحور طرب‌انگیز باشند، بعضی از آنها محزون، بعضی‌هایشان تفکرگرایانه و بعضی‌های دیگرکارکرد کوبشی و حماسی داشته باشند. در واقع حرف کلی این است چون موسیقی می‌تواند به دلیل نتهای متفاوت کارکرد مختلفی داشته باشد وزن شعر نیز حتما از این مسیر راه می‌رود! یعنی شعری نمی‌تواند وزن شاد داشته باشد ولی کلامش اندوهبار باشد! و مواردی از این دست.

وزن به کار گرفته شده همان‌طور که گفته شد در غزل مورد نقد یکی از پرکاربردترین وزن‌ها در زبان پارسی است و این‌گونه است که شاعران زیادی به این نوع موسیقی گرایش نشان داده‌اند. نوع موسیقی که با این وزن سنخیت دارد تقریبا نرم و ملایم و اگر کمی به کنه آن برویم تقریبا حسرت بار و همنشین با اندوه است!

با ذکر جملات بالا می‌بینیم که ساختمان موسیقیایی که برای شعر مورد نقد طراحی شده با نوع کلام و اندیشه‌ای که در واژه‌ها جاری شده است تناسب زیادی دارد.

" همیشه ترسم از این بود، دل بریدن! آه

رسیده کارِ من امّا به تارِ مو دیگر"

که ضمن اندوه آرامی که مانند جویبار در آن جریان دارد نشانه‌هایی از حسرت هم در آن دیده می‌شود. حسرتی که باعث شده کار شاعر به تارمویی برسد.هم تارموی یار! و هم تارمو(باریکی و اغراق دردل بریدن شاعر از معشوق)

در این غزل البته این بیت به دلیل انتخاب مسیر جداگانه‌ای برای همنشینی کلمات از نوع موسیقی و ویژگی های تثبیت شده آن در این شعر کمی دور افتاده است:

"برای من که برایش قصیده‌ها باید....

نمی‌کند دو سه خط کسبِ آبرو دیگر؟"

در مورد این شعر می‌شد موارد دیگری را نیز به بررسی گذراند مانند:

-چالش‌های زبانی و چراها !

-غزل این قالب فراگیر و تیز!

-برادری ردیف و قافیه!

-حسرت همیشگی یا حسرت مؤثر!

 

 

 

بخشی از کتاب 20 + 7 شعر

اثر : محمد تقی قشقایی

منبع :http://www.nashrenazari.com

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/5/25



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: