Notice: session_start(): ps_files_cleanup_dir: opendir(/var/cpanel/php/sessions/ea-php56) failed: Permission denied (13) in /home/nashrena/public_html/system/library/session.php on line 11Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/nashrena/public_html/index.php:92) in /home/nashrena/public_html/index.php on line 173Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/nashrena/public_html/index.php:92) in /home/nashrena/public_html/system/library/currency.php on line 45 تعریف اضطراب
image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

تعریف اضطراب

آخرین تغییرات 1397/3/1 15:21:59 | تاریخ 1397/3/1 11:31:22 | دفعات خوانده شدن 635 | 0 نظرات

 

    در مورد تأثير و كارايي مداخله‌هاي شناختي ـ رفتار ي در درمان اختلال‌هاي مصرف مواد، ارزشيابي‌هاي زيادي صورت گرفته كه نتايج آن‌ها نشا ن دهندة كارايي اين رويكرد درماني است. در اين تحقيقا ت، كارايي رويكرد شناخت ـ رفتار درمان گري با رويكردهاي بديل و گروه كنترل مقايسه شده است (ميلر[1]، ويلبورن[2] 2003). در سا ل‌هاي اخير اين نوع درمان پيشرفت زيادي كرده است و روش هايي ايجاد شده است كه به نحو وسيعي در درمان افسردگي، اضطراب، ترس، درد و اعتياد كارايي دارد.

    با توجه به نياز جدي مراكز درماني اعتياد به برنامه‌هاي روان درماني و به ويژه گروه درماني و اندك بودن پژوهش هايي كه به بررسي اثربخشي روشهاي درمان گروهي، مبتني بر الگوي شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف مواد و کاهش علائم افسردگی و افزایش سلامت عمومی در این بیماران پرداخته اند، پژوهش حاضر با هدف بررسي تأثير درمان گروهي انجام شده است.

 

تعریف اضطراب

یافتن تعریفی جامع برای اضطراب مانند بسیاری از حالات عاطفی کار مشکلی است و متخصصان هر یک تعریف خاصی را ارائه نموده اند شاید بتوان گفت که بیشترین تحقیقات انجام شده درباره اضطراب توسط روان شناسان انجام گرفته است و آنان از بین حالات عاطفی انسان بیش از هر حالت دیگری به مطالعه اضطراب پرداخته اند . پروفسر راس[3] دلیل دشوار بودن توصیف حالات عاطفی را اینگونه بیان می‌کند معمولاً شیوه یادگیری لغات در دوران کودکی یک تجربه درونی و کاملاً اتفاقی است از این طریق فرد برای رویدادها، برچسب‌های مقتضی و مناسبی را پیدا می‌کند.

به این ترتیب گنجینه‌ای از لغات گوناگون برای بیان احساساتش فراهم می‌سازد . لذا تعجبی ندارد که افراد برای بروز عکس العمل‌های خود در موقعیت‌های یکسان، اصطلاحات مختلفی را به کار می‌برند . همین امر تعریف هیجانات را به شکلی که مورد قبول همه‌ی صاحب نظران باشد مشکل می‌سازد .

 به گفته ساربین [4]واژه اضطراب [5] نخست در سالهای 1930 در نوشته‌ای فروید دیده شد و از آن پس بسیار مورد استفاده قرار گرفت و مصطلح گردیده اکثر روان شناسان اضطراب را با اندکی تفاوت از ترس متمایز می‌نمایند .

از دیدگاه آنها هر چند اضطراب و ترس شامل نشانه‌های بالینی شاهد هستند ولی بر خلاف ترس، اضطراب پاسخی در مقابل خطر نا آشکار و مبهم است به عبارت دیگر اضطراب احساس ناخوشایند بیمناکی و ترس ناراحتی کننده‌ای از پیش بینی خطری است که منشا آن مشخص نیست ( آتش پور و شفتی 1377 )

اضطراب عبارت است از پاسخ عاطفی و فیزولوژیکی به احساس خطر همه جانبه‌ی درونی که به سادگی کنار می‌رود اضطراب عمدتا اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولا در اواسط دهه سوم عمر است اضطراب با علائم بدنی خاصی همراه است ( سلطانی 1378 ) .

اضطراب یک علامت هشدار دهنده است که خبر از خطری قریب الوقوع می‌دهد و شخص را برای مقابله آماده می‌سازد ترس علامت هشدار دهنده‌ی مشابه، از اضطراب با خصوصیات زیر تفکیک می‌شود : ترس واکنش به تهدیدی معلوم، خارجی و از نظر منشا بدون تعارض است اضطراب واکنش در مقابل خطر نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشا همراه با تعارض است (پورافکاری، 1390)

 تعارض بین فرایند‌های گوناگون شخصیت معمولا موجب نوعی عذاب روانی می‌شود که فروید آن را اضطراب نامید. اضطراب می‌تواند هوشیار یا نا هوشیار باشد و وجود آن همیشه علامت آن است که تعارض ایجاد شده است . زمانی که تعارض باعث می‌شود که فرد احساس کند درمانده است و قادر به کنار آمدن نیست، اضطراب ایجاد می‌شود . شدت اضطراب تجربه شده به پیامدهای انتظار رفته برای خود بستگی دارد . ( سیدمحمدی، یحیی، روزنهان، سلیگ من، 1385 )

تجربه اضطراب، حتی پیش بینی آن، تجربه ناراحت کننده‌ای است که مردم می‌کوشند فوراً آن را برطرف کنند. انسانها به ویژه از راهبردهای خوبی برای بر طرف کردن اضطراب بهره منداند. غیر از (( غلبه کردن بر ترس )) مثل زمانی که دوچرخه سواری را یاد می‌گیریم، یا (( گریختن از صحنه )) به هنگامی که دشمنان نیرومندی ما را تعقیب می‌کنند، انسانها می‌توانند در ذهنشان معنی و اهمیت سایقها و تکانه‌های مشکل آفرین را تغییر دهند . آنها این تغییرات را با استفاده از راه بردهای کنار آمدن یا دفاع‌ها انجام می‌دهند که رایج‌ترین آنها به عنوان نمونه، دفاعهایی چون سرکوبی و فرا فکنی، همانند سازی و دلیل تراشی هستند. (سیدمحمدی، یحیی، روزنهان، سلیگمن، 1385 )

 واژه‌ی((اضطراب)) هم به یک حالت روانی و عاطفی اشاره دارد که ممکن است از یک احساس ناراحتی کوچک به ترس یا وحشت حاد ادامه یابد. اضطراب طولانی یا شدید ممکن است منجر به بروز نشانگان جسمانی مثل تعریق، لرز، تهوع و احساس گیجی می‌شود .

 

فشار روانی (استرس[6]) و اضطراب

این که واقعه‌ای را عامل فشار تلقی کنیم یا نه، به ماهیت آن واقعه و نیز به امکانات فرد، دفاع‌های روانیش، و مکانیسم‌های مدارایش بستگی دارد که همه با مشارکت ایگو انجام می‌شود . ایگو، مفهوم انتزاعی و مشترکی است برای روند ادراک، تفکر و عمل فرد بر وقایع بیرونی یا سایق‌های درونی خویش . کسی که ایگواش درست کار می‌کند، با جهان بیرونی و نیز درون خود در انطباق و تعادل به سر می‌برد؛ اما اگر ایگو خوب کار نکند و اختلالی که در تعادل فرد حاصل می‌شود، به قدر کافی ادامه یابد، فرد دچار اضطراب مزمن می‌شود .

عدم تعادل مذکور چه بیرونی باشد یعنی میان فشارهای جهان خارج و ایگوی فرد چه درونی باشد یعنی میان تکانه‌های بیمار(مثلا تکانه‌های پرخاشگرانه، جنسی، و وابستگی ) و وجدانش تولید تعارض می‌کند . تعارض‌های ناشی از وقایع بیرونی معمولا بین فردی است، حال آنکه تعارض‌های ناشی از وقایع درونی، درون روانی یا درون فردی است. ترکیب این دو هم امکان پذیر است که یک نمونه اش کارمندی است که رئیسی فوق العاده متوقع یا خرده گیر دارد و باید تکانه کتک زدن رئیس خود را مهار کند تا مبادا شغلش را از دست بدهد. در واقع تعارض‌های بین فردی و درون روانی معمولا به صورت ترکیبی وجود دارد، چون انسان موجودی اجتماعی است و تعارض‌های عمده اش معمولا با سایر انسان هاست . ( کاپلان، فرزین رضاعی 705).

 

واکنش‌های روان شناختی به فشار روانی

واکنش‌های هیجانی در برابر موقعیت‌های تنش زا گوناگون اند از شعف و شادمانی گرفته (در برابر رویدادهای تلاش برانگیز و در عین حال قابل حل و فصل) تا هیجان‌های معمولی اضطراب و خشم و ناامیدی و افسردگی . وقتی موقعیت تنش زا استمرار بیابد آنگاه بسته به میزان موفقیت شخص در مقابله با آن، ممکن است شخص از لحاظ هیجانی دچار نوسان شود. (هیلگارد، اتکینسون، ص 493)

ملاک‌های تشخیصی اضطراب براساس DSM-5

 

شرح مقدماتي اختلالات اضطرابي

اختلال اضطرابي [7] عبارت است از يك حالت رواني يا بر انگيختگي شديد كه ويژگي‌هاي اصلي آن عبارتند از ترس، ترديد و نگراني مفرط.

در افرادي كه به اختلال اضطرابي مبتلا هستند:

١. ميزان ترس بسيار بيشتر از ميزان تهديد يا خطر است.

٢. افراد دايما خود را در حالت ترس و نگراني ميبيند بدون آنكه علت آن مشخص باشد(مثلا، در اختلال اضطراب تعميم يافته يا بعضي اختلالات وحشت زدگي)

٣. ترس و نگراني به طور مزمن وجود دارند و دايما فرد را رنج مي‌دهند، تا جايي كه نمي تواند زندگي روزمره ي خود را با حالت عادي پيش ببرد. (گنجي، مهدي(١٣٩٣). آسيب شناسي رواني DSM-5.)

 

تفاوتهاي اختلالات اضطرابي در DSM-IV و DSM- 5  

در DSM-IV، اختلال وسواسي-اجباري(OCD) و اختلال استرس پس از سانحه(PTSD)، در طبقه دياگنوستيك يا تشخيصي "اختلالات اضطرابي" قرار داده شده بود.

اما در DSM-5 براي هريك از اين دو نوع اختلال طبقه ي دياگنوستيك جداگانه اي تدارك ديده شده است:

١. اختلالات وسواسي-اجباري و اختلالات مربوط به آن

٢. اختلالات مرتبط با استرس و تروما

نكته١: دو طبقه اختلالات بالا (وسواسي-اجباري و اختلالات مرتبط با استرس و تروما در كانال به طور كامل بحث شده است).

نكته٢: در DSM-IV اختلال وحشتزدگي و آگورافوبيا يك اختلال محسوب ميشدند، اما در DSM-5 اين دو از هم جدا شده اند.

نكته٣: اختلال فوبي اجتماعي در DSM-5 به اختلال "اضطراب اجتماعي" تغيير نام داده است.

نكته٤: سه اختلال به اختلالات اضطرابي در DSM-5 اضافه شده است: ١) اختلال لالي انتخابي؛ ٢) اختلال اضطراب جدايي؛ ٣) اختلال اضطراب ناشي از مواد

نكته٥: اختلال استرس حاد كه در DSM-IV جزء اختلالات اضطرابي بود در DSM-5 ديگر جزء اين طبقه نيست و به طبقه اختلالات مرتبط به استرس و تروما رفته است).

 

اختلالات اضطرابي

١. اختلال اضطراب جدايي

٢. اختلال وحشت زدگي

٣. آگورافوبيا

٤. فوبي‌هاي خاص

٥. لالي انتخابي(سلكتيو ميوتيسم)

٦. اختلال اضطراب فراگير(GAD)

٧. اختلال اضطراب اجتماعي

٨. اختلال اضطراب ناشي از ماده/دارو

توضيح ترس اضطراب و وحشت زدگي

ترس[8] در حضور يك تهديد كه به آساني قابلِ شناسايي است روي ميدهد.

اضطراب يك احساسِ هراس يا خوفِ مبهم است كه حتي به هنگام عدم حضور هرگونه تهديدِ به-آساني-قابل شناسايي [9] روي ميدهد.

وجه تشابه اين دو، نشانه‌هاي فيزيولوژيك مشترك است.

اضطراب را مي‌توان اينگونه تعريف كرد: يك احساس پيچيده تر از ترس، خوف، تنش، يا بي تاب و قراري كه دليل آن اين است كه فرد احساس خطر ميكند، يا يك رويداد خطرناك را پيش بيني ميكند، و انتظارِ آن را دارد.

وحشتزدگي [10]عبارت است از افزايشِ ناگهاني و سريع يك اضطراب شديد و متمركز كه در عرض چند ثانيه به اوج خود ميرسد، و خودجوش است. (گنجي، مهدي(١٣٩٣). آسيب شناسي رواني DSM-5.).

 شرح مقدماتي اختلال اضطراب جدايي

 اختلال اضطراب جدايي [11] نوعي اختلال رواني است كه در آن فرد به علت جدا شدن از خانه يا از افرادي كه به آنها وابستگي عاطفي زيادي دارد(پدر، مادر، پدربزرگ، و...) به شدت مضطرب مي‌شود.

 اضطراب جدايي مي‌تواند در جنبه‌هاي مختلف زندگي(مثلا، در عملكرد تحصيلي يا اجتماعي) نابساماني شديدي به وحود آورد.

 توجه داشته باشيد كه "اختلال اضطراب جدايي" را نبايد با "اضطراب جدايي اشتباه گرفت.

 اضطراب جدايي يك مرحله ي رشدي طبيعي است كه در نوزادان سالم با "دلبستگي از نوع امن" روي مي‌دهد.

 كودكان مبتلا به اختلال اضطراب جدايي، بعدها، با احتمال بيشتر به ADHD، اختلال دوقطبي، اختلال وحشتزدگي، و ساير اختلالات مبتلا مي‌شوند.

 اضطراب جدايي معمولا در ١٢ تا ١٨ ماهگي روي ميدهد، اما اختلال اضطراب جدايي براي اولين بار معمولا در سال‌هاي پيش دبستاني مشاهده مي‌شود.

نكته: يكي از معيارهاي DSM-IV شروع اين اختلال تا قبل از ١٨ سالگي بود اما در DSM-5 اين معيار حدف شده است. (گنجي، مهدي(١٣٩٣). آسيب شناسي رواني DSM-5.)

 

ملاکهای تشخیصی اختلال اضطرابی جدایی

 معيار A:  ترس یا اضطراب نامتناسب با رشد و بیش از اندازه درباره جدایی از کسانی که فرد به آنها دلبسته است، بصورتی که توسط حداقل سه مورد زیر مشخص می‌شود:

١. ناراحتی بیش از حدمکرر هنگام پیش بینی یا تجربه کردن جدایی ازخانه یا از اشخاص دلبسته اصلی.

٢. نگرانی دائم و بیش از حد در مورد از دست دادن اشخاصی دلبسته اصلی یا درباره وارد شدن صدمه احتمالی به آنها مانند بیماری جراحت بلایای مرگ.

٣. نگرانی دائم و بیش از حد در مورد واقعه ناگوار (مثل گم شدن، مورد آدم ربایی قرار گرفتن، تصادف کردن، مرگ) که موجب جدایی از شخص دلبسته اصلی شود.

٤. اکراه یا امتناع مداوم از بیرون رفتن، دور شدن از خانه رفتن به مدرسه رفتن به محل کار، یا جای دیگر به علت ترس از جدایی.

٥. ترس یا بی میلی مداوم و بیش از حد در مورد تنها یا بدون اشخاصی دلبسته اصلی بودن در خانه یا محیطهای دیگر.

٦. بی میلی یا امتناع مداوم در خوابیدن دور از خانه یا به خواب رفتن بدون نزدیک بودن به شخص دلبسته اصلی.

٧. کابوسهای مکرر که موضوعات جدایی را در بر دارند.

٨. شکایتهای مکرر نشانه‌های جسمانی (مثل سردرد، دل دارد، تهوع، استفراغ) وقتی جدایی از اشخاصی دلبسته اصلی روی میدهد یا انتظار میرود.

 معيار B:  این تر س یا ضطراب یا اجتناب مداوم است، حداقل ۴ هفته در کودکان و نوجوانان و معمولاً ۶ ماه یا بیشتر در بزرگسالان ادامه می‌یابد.

معيارC:  این اختلال، ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در عملکرد اجتماعی تحصیلی شغلی، یا زمینه‌های مهم دیگر عملکرد ایجاد می‌کند.

معيار D:  این اختلال با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی‌شود، مانند امتناع از ترک کردن خانه به علت مقاومت بیش از حد در برابر تغییر در اختلال طیف اوتیسم؛ هذیان‌ها یا توهمات مربوط به جدایی در اختلالات روان پریشی؛ امتناع از بیرون رفتن بدون همراه قابل اعتماد در آگورافوبی؛ نگرانی‌ها دربارهٔ بیماری یا صدمه دیگر که برای افراد مهم دیگر روی دهند در اختلال اضطراب فراگیر، نگرانیها درباره مبتلا بودن به یک بیماری در اختلال اضطراب بیماری.(گنجي، مهدي(١٣٩٣). آسيب شناسي رواني DSM-5.).

 

درمان اختلال اضطراب جدايي

رفتارگرايان از حساسيت زدايي سيستماتيك، يادگيري مشاهده اي، و شرطي سازي عامل(پاداش دادن، تقويت مثبت، منفي، يا غرقه سازي) براي درمان اين اختلال استفاده ميكنند.

گاهي كودكان را مجبور ميكنند به مدرسه بروند و در نتيجه، به تدريج از سمپتوم‌هاي اين اختلال كاسته شود.

شناخت گرايان، علاوه بر بعضي تكنيك‌هاي رفتارگرايي، از CBT كمك ميگيرند، و تلاش ميكنند تا طرز فكر و ذهنيت افراد را نيز تغيير دهند. مثلا به آنها كمك مي‌كنند تا احساسات اضطراب آميز و واكنش‌هاي جسمي-بدني به اضطراب را بشناسند، وقتي در يك موقعيت اضطراب زا قرار ميگيرند از افكار خود آگاهي داشته باشند و شفاف فكر كنند، براي مقابله با موقعيت اضطرا زا يك برنامه طراحي كنند، ميزان موفقيت استراتژي‌هاي خود براي مقابله را ارزيابي كنند و به خودشان پاداش دهند.

به عقيده ي روانشناساني كه از CBT استفاده ميكنند، افكار، باورها، و نگرش‌ها ي غلط علل پشت پرده ي اختلال اضطراب جدايي هستند.

اگر روان درماني نتيجه ندهد، مي‌توان از دارودرماني استفاده كرد، مخصوصا براي كودكاني كه اصلا نميخواهند به مدرسه بروند يا بزرگسالاني كه اصلا نمي خواهند از خانه خارج شوند.

رايجترين دارو براي درمان اين اختلال، SSRIها هستند.(گنجي، مهدي(١٣٩٣). آسيب شناسي رواني DSM-5.).

 



[1]   Miller,

[2] Willbourne

[3] ross

[4] sarbin

[5] anxiety

[6] stress

[7] anxiety disorder

[8] fear

[9] easily identifiable threat

[10] panic

[11] separation anxiety disorder

   

 

بخشی از : کتاب مقایسه سه سبک درمانی

اثر : مهدی انصاری زاده

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

منبع : http://www.nashrenazari.com


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/9/23



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: