image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

بررسی زبان شناختی آیات قرآن

آخرین تغییرات 1397/1/18 12:38:06 | تاریخ 1397/1/15 17:14:05 | دفعات خوانده شدن 224 | 0 نظرات

 

اَلله و ربّ

(إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً) (الإنسان/ 9).[1]

(إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً) (الإنسان/ 10).[2]

همان گونه که ملاحظه می‌گردد، در آیه 10 سوره مبارکه انسان لفظ "رَب" ذکر شده، در حالی­که آیه قبل از آن، لفظ جلاله "الله" را بیان نموده است و به دلیل آیه (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين) (الفاتحة/ 2)[3] "الله" همان "رَب" است، امّا به سبب آیه (ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُمْ بِرَبهِّمْ يُشْرِكُونَ) (النحل/54) [4] "رَب" شامل غیر الله نیز می‌شود. لذا در آیه 10 این سوره خداوند به بندگان متذکّر می‌شود که الله همان رَبّ است و هیچ خدایی غیر از او و شریک او وجود ندارد. سپس دو آیه‌ی مذکور را بیان نموده و با جمعِ میان دو معنا، "الله" را تنها رَبِّ بندگان معرفی می‌نماید.[5]

همینطور در آیات:

(وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُريدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً) (الجن/ 10).[6]

(...وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلَا مَرَدَّ لَهُ...) (الرعد/ 11).[7]


خداوند در این آیه شریفه "رَشَد" را به پروردگار آن‌ها نسبت داد و نفرمود (أم أراد الله). یعنی "رَب" را به جای "الله" ذکر نموده است. زیرا "رَب" به معنای تربیت‌کننده، سرپرست، روزی دهنده‌ی بنده می‌باشد و نقش خیرخواه و هدایت‌گری او را ایفا می‌کند. بنابراین هنگامی که بنده به مشکلی برخورد کرد، اعتراض و نارضایتی خود را به سوی مالک امرش می‌برد که همان ربِّ اوست. پس خداوند نیز به هنگام اراده‌ی رشد و تربیت از لفظ "رَب" که متناسب با آن می‌باشد استفاده نموده است. همچنین در قرآن کریم اراده‌ی بدی و ضرر به جای "رَب"، به "الله" اسناد داده شده است؛ همانند آیه (...وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلَا مَرَدَّ لَهُ...) (الرعد/ 11). لذا در تمام آیاتی که پروردگار اراده‌ی خیر و نیکی و تربیت بنده را نموده، "رَب" را ذکر کرد. در حالی که به هنگام اراده‌ی هر دو حالت شر و بدی و نیز نیکی و رحمت، "الله" را بیان نمود. البته ذکر این نکته نیز ضرورت دارد که خداوند متعال در جایگاه عقوبت‌ها از لفظ "رَب" استفاده نموده، امّا نه در زمانی که فعل "اراده" خداوند به کار رفته باشد. بنابراین هنگامی که فعل اراده برای خیر رساندن به بنده بکار رفته، برای پروردگار لفظ "رَب" بیان شده است.[8]

رَحْمن و الله

(...وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ) (یس/ 15). [9]

(...وَ قُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَىْ‏ءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِى ضَلَالٍ كَبِيرٍ) (المُلک/ 9). [10]

(وَ مَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَى‏ بَشَرٍ مِّن شَىْ‏ءٍ... ) (الأنعام/ 91). [11]

خداوند تعالی در سوره یس فعل را به "الرحمن"، و در سوره‌های ملک و أنعام فعل را به "الله" اسناد داده است. در توضیح این مسئله می‌توان گفت سوره ملک گفتار کافران را در مورد انکار روز قیامت ذکر نموده و صحنه‌ای از عذاب کافران در آتش جهنم را به تصویر می‌کشاند و نیز به بندگان از هر آنچه موجب عقوبت الهی می‌گردد، هشدار داده و آن‌ها را از طریق ایمان آوردن به خدا از انجام اعمال ناروا بر حذر می‌دارد. در نتیجه ذکر رحمت پروردگار در این آیات، متناسب با ذکر عقوبت الهی و کفر­ ورزیدن کافران نمی‌باشد.

از سوی دیگر در سوره یس، گویندگان هنوز در دنیا و در رحمت خدا هستند ولی در سوره ملک، در جهنم بوده و از رحمت خداوند مأیوس می­باشند. در سوره انعام نیز موضوع بیان هشدار، تهدید و وعده­دادن است، لذا صحنه‌های بهشت ذکر نشده است، همچنین در این سوره مبارکه "الرحمن" هرگز ذکر نشده ولی لفظ جلاله "الله" به تعداد هشتاد و هفت مرتبه تکرار شده است.[12]

مَرْء و إنسَان

(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ) (عبس/ 34). [13]

(قُتِلَ الْإنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ) (عبس/ 17). [14]

خداوند متعال در سوره عبس برای اشاره به انسان، از دو واژه "المَرْءُ" و "الْإنسَانُ" استفاده نموده است. واژه"المَرْءُ" تنها بر مرد (مذکر) اطلاق می‌شود، در حالی که "الْإنسَان" شامل هر دو معنای مرد و زن می‌شود. در این سوره نیز با توجّه به ادامه‌ی سخن پروردگار که در روز قیامت فرار کننده از مرد است: (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ) (عبس/ 34- 36) [15]، ذکر "الْمَرْء" مناسب می‌باشد. البته در آن روز عظیم، فرار کردن فقط مختصّ انسان‌ها نیست، بلکه جنیان نیز از یکدیگر وحشت داشته و گریزانند. بنابراین واژه "الْمَرْء" از جهتی نسبت به "الْإنسَان" عام است زیرا "المرء" علاوه بر انسان بر نوع جنّ نیز اطلاق می شود. در حالی که "الْإنسَان" شامل بشر (مذکر و مؤنث) می‌شود. از سوی دیگر هنگامی که "المَرء" برای جنس مذکر به کار رود، لفظی خاص است. همچنین از آنجا که "الْمَرْء" شامل فرد مذکر کودک و نیز بالغ می‌شود، نسبت به "الرَجُل" لفظی عام است. زیرا "الرَجُل" تنها برای مرد بالغ به کار می‌رود. لذا از آن­جایی که قیامت صحنه فرار همه افراد؛ انس و جن، کوچک و بزرگ از همدیگر خواهد بود، با بیان " الْمَرْء" در این آیه شریفه تناسب دارد.[16]

والِد و أب

(وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى‏ وَهْنٍ وَ فِصالُهُ في‏ عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي‏ وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصيرُ) (لقمان/ 14). [17]

در این آیه شریفه به چند دلیل لفظ "والِدَيْهِ" به جای الفاظ مترادفش همچون "أبَویهِ" بیان شده است. از جمله این­که "الوالدین" از دو لفظ (الوالد و الوالدة) گرفته شده است. واژه أبوین نیز مأخوذ از الفاظ (الأب و الأم) می­باشد و الأب در آن غلبه دارد. با توجّه به این نکته که "الوالدین" از "الولادة" مشتق شده است و ولادت فرزند به مادر استوار است، در این آیه شریفه نیز که بر محور اهتمام، توجّه و احترام ویژه فرزند به مادر است، در نتیجه از لفظ "والدین" استفاده شده است. لذا در آیات دیگری که در مورد نیکی در حق پدر و مادر نیست، بلکه موضوع آن ارث و مفاهیمی از این قبیل است، شاهد کاربست لفظ "أبَویْن" می­باشیم. البته در آیه­ای نظیر (فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى‏ يُوسُفَ آوى‏ إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ * وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً) (یوسف/ 99 و 100) [18] که در مورد اکرام و احسان حضرت یوسفA نسبت به پدر و مادرش می‌باشد، با توجّه به این­که داستان این سوره بر محوریت پدر و برادران یوسفA است. بیان لفظ "أبَویْن" مناسب‌تر است.[19]

فَاسِق و كَافِر

(...فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ) (المائدة/ 26). [20]

(...فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ) (المائدة/ 68). [21]

سیاق آیه اول در مورد سخن قوم حضرت موسی به ایشان است که به هنگام جنگیدن با ستمکاران، به مخالفت با امر خدا پرداختند و با آنان جنگ نکردند. لذا قوم حضرت موسی کافر نبوده، بلکه فاسق بوده‌اند که این امر در سخن آن حضرت نیز نمود پیدا کرده است: (فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ‏ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ) (المائدة/ 25). [22] ولی آیه دوم خطاب خداوند به پیامبرش حضرت محمّدJ است که به اهل کتابی که ایمان نمی‌آورند، فرمان دهد به دستورات کتاب آسمانی عمل نمایند. امّا آن‌ها به رسول خدا ایمان نیاورده، او را منکر شده و بر کفر و طغیان خود پافشاری نمودند. بنابراین متناسب با هر عبارت، واژگان در جایگاه مخصوص خود قرارگرفته‌اند.[23]



[1]. «ما براى خشنودى خداست كه به شما مى‏خورانيم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهيم».

[2]. «ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت، هراسناكيم».

[3]. «ستايش خدا را كه پروردگار جهانيان است».

[4]. «و چون آن آسيب را از شما برطرف كرد، آن گاه گروهى از شما به پروردگارشان شرك مى‏ورزند».

[5]. السّامرائی، فاضل صالح. علی طریق التفسیر البیانی، ج1. ص 174.

[6]. «و ما [درست‏] نمى‏دانيم كه آيا براى كسانى كه در زمين هستند بدى خواسته شده يا پروردگارشان بر ايشان هدايت خواسته است»؟

[7]. «و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد، هيچ برگشتى براى آن نيست».

[8]. السّامرائی، فاضل صالح. من أسرار البیان القرآنی. ص 275.

[9]. «و [خداى‏] رحمان چيزى نفرستاده، و شما جز دروغ نمى‏پردازيد».

[10]. «و گفتيم: خدا چيزى فرونفرستاده است، شما جز در گمراهى بزرگ نيستيد».

[11]. «و آن گاه كه [يهوديان‏] گفتند: خدا چيزى بر بشرى نازل نكرده، بزرگى خدا را چنان كه بايد نشناختند»!

[12]. السّامرائی، فاضل صالح. علی طریق التفسیر البیانی، ج2. ص 56.

[13]. «روزى كه آدمى از برادرش می گریزد».

[14]. «كشته باد انسان، چه ناسپاس است»!

[15]. «روزى كه آدمى از برادرش * و از مادرش و پدرش * و از همسرش و پسرانش مى‏گريزد».

[16]. السّامرائی، فاضل صالح. لمساتٌ بیانیةٌ فی نصوص مِن التنزیل. ص 196.

[17]. «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى. و از شير بازگرفتنش در دو سال است. [به او سفارش كرديم‏] كه شكرگزارِ من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه‏] به سوى من است».

[18]. «پس چون بر يوسف وارد شدند، پدر و مادر خود را در كنار خويش گرفت و گفت ان شاء اللَّه، با [امن و] امان داخل مصر شويد * و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد، و [همه آنان‏] پيش او به سجده درافتادند».

[19]. السّامرائی، فاضل صالح. علی طریق التفسیر البیانی، ج2. ص 314.

[20]. «پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور».

[21]. «پس بر گروه كافران اندوه مخور».

[22]. «پس ميان ما و ميان اين قوم نافرمان جدايى بينداز».

[23]. السّامرائی، فاضل صالح. أسئلة بیانیة فی القرآن الکریم. ص 53 و 54.


 

 

بخشی از کتاب مطالعه زبان و ادبیات قرآن

اثر : رضا امانی- لیلا زربخش

 

http://www.nashrenazari.com   :منبع 


https://t.me/Publishernazari  : ادرس کانال تلگرام


استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است


نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/9/20



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: