image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

ویژگی ها و فنون جنگ رسانه ای

آخرین تغییرات 1396/10/19 15:44:01 | تاریخ 1396/10/19 15:42:47 | دفعات خوانده شدن 384 | 0 نظرات

 

   جنگ رسانه‌اي مقوله‌اي است كه همكاري هماهنگ و نزديك بخش‌هاي: نظامي، سياسي، اطلاعاتي، امنيتي، رسانه‌اي و عمليات رواني و تبليغي يك كشور را مي‌طلبد.

   طراحان جنگ رسانه‌اي نه لزوماً ژنرال‌هاي پادگان‌نشين، بلكه ممكن است پروفسور‌هاي دانشگاه‌ها و پارلمان‌هاي رسانه‌اي در دانشگاه‌هاي معتبر هر كشوري باشند. متقاعد ساختن يك نفر به پيوستن به خودي، بسيار ارزان‌تر از كشتن او تمام مي‌شود. كلمات، بسيار كم‌هزينه‌تر از گلوله‌هاي تفنگ هستند.

   در جنگ پست مدرن، گفتمان حياتي‌ترين حوزه و سلاح محسوب مي‌شود، سلاحي كه بايد آن را از آزادي متنوعي كه درباره منافع وجود دارد، ساخت يا در واقع جعل رسانه‌ها داراي تأثيري قدرتمند و نامعلوم بر افكار عمومي ‌هستند و اين مسأله مي‌تواند اثر مثبت يا منفي بر عمليات‌ها داشته باشد.

   جنگ رسانه‌اي ويژگي‌ها و نكات بسيار مهم و پيچيده‌اي دارد. كارگزاران، براي مؤثر واقع شدن جنگ رسانه‌اي بر مخاطبان به اجراي فنون و بهره‌گيري از ويژگي‌هاي آن نياز دارند. پر واضح است كه رسانه‌ها هم مي‌توانند تأثير منفي بگذارند و هم مي‌توانند تأثيرات مثبت داشته باشند. در دنياي كنوني، تمام فنون، ابزار و همه سربازان جنگ رسانه‌اي در اختيار كساني است كه هدفشان تحت سلطه در آوردن ملت‌ها و دولت‌ها است. در اين بخش، به برخي ديدگاه‌ها و نظرات كارشناسان و طرح‌هاي ارائه شده اشاره مي‌شود.

الف- مراحل تدارك و اجراي جنگ رسانه‌اي به منظور تعديل افكار عمومي عبارت­اند از:[1]

 

 

1. مرحله مقدماتي: شامل ارائه دليل و توجيه مردم به منظور افزايش فقر، استبداد، هرج و مرج به دنبال بروز جنگ.

2. مرحله توجيه: با انعكاس اخبار مهم و تجزيه و تحليل آن­ها، مقدمات مداخله نظامي ‌فراهم مي‌شود.

3. مرحله اجرا: بسيج منابع و سانسور به منظور ايجاد زمينه مهار پوشش خبري.

4. مرحله پس از جنگ: عادي‌سازي وضعيت و كاهش ضايعات خبري.

ب - شيوه ديگري نيز براي آماده‌سازي ملت‌ها براي جنگ، توسط فليپ ناتيلي روزنامه­نگار محقق روزنامه انگليسي (كاردين) ارائه گرديده است[2]. مراحل اين روش عبارت است از:

1. بحران‌سازي از طريق گزارش‌هاي رسانه‌اي به گونه‌اي كه مهار بحران عملي نيست.

2. پليدنمايي رهبر دشمن و مقايسه آن با افرادي چون هيتلر با توجه به ذهنيت منفي مردم نسبت به اين­گونه افراد.

3. شيطان جلوه دادن افراد دشمن به عنوان انسان‌هاي ضداخلاقي و ناسالم.

4. تحريك افكار عمومي‌در قالب وحشي‌سازي و وحشي‌نمايي دشمن براي تحريك احساسات و افكار مخاطب.

ج - انحصاري‌كردن رسانه‌ها توسط نظام سلطه: مايكل پارنتي، نويسنده و دانشمند علوم سياسي، در خصوص انحصار رسانه‌اي روشي را به شرح ذيل ارائه نموده و عنوان مي‌كند: با وجود اين­كه رسانه‌هاي عمده آمريكا ادعا مي‌كنند كه آزاد، همگاني و واقع‌گرا هستند، اما روش­ها و تكنيك‌هايي به كار مي‌بندند كه نتيجه آن اين است كه با ادعا‌هاي آن‌ها تعارض‌هاي بنياديني دارد. اين روش‌ها عبارت­اند از:

1. پنهان‌كاري از طريق حذف: اجتناب از موضوعات احساس‌برانگيز كه بدتر از هوچي‌گري و دروغ‌پردازي است.

2. حمله و انهدام هدف: با اطلاع دستگاه سانسور از عدم‌كارايي حذف و اطلاع يافتن مردم از موضوع، رسانه‌ها به روش تهاجم زودهنگام روي آورده و موضوع را بي‌اعتبار مي‌كنند و در مواردي نيز با بي‌اعتبار كردن روزنامه‌نگار وي را خاموش و افكارعمومي‌ را از موضوع مورد نظر منحرف مي‌سازند.

3. انگ‌زدن (برچسب زدن): رسانه‌ها با استفاده از برچسب‌هاي مثبت يا منفي تلاش مي‌كنند تا ديدگاه‌‌ها و نظرات را درباره موضوعي معين از پيش تعيين كنند. برچسب، موضوع را تعريف و تشريح مي‌كند؛ بي‌آن­كه ناگزير باشد ويژگي‌هاي واقعي را كه ممكن است به نتايج ديگري منجر شود، بيان نمايد.

4. فرض و تصور پيش‌گيرانه: رسانه‌ها اغلب سياست‌هايي را كه نياز است مورد بررسي و مطالعه قرار گيرند، مي‌پذيرند. اين مسأله به دليل گستره محدود و كلاسيك گفتمان يا محدوديت معيار‌هاي بحث است؛ به عبارت ديگر، فرض‌ها ساختار بحث را شكل مي‌دهد.

5. پخش برنامه‌هايي با ارزش اسمي (به صورت ظاهري): در اين روش آنچه مسئولان مي‌گويند، بدون هرگونه نقد و تجزيه و تحليل پذيرفته مي‌شود. پخش برنامه‌هايي با ارزش اسمي، عملكرد رسانه‌ها را تقريباً در هر زمينه‌اي از سياست خارجي و داخلي تشكيل مي‌دهد.

6. كوچك شمردن محتوا: در اين روش به فقدان محتوا و جزئيات موضوعات مي‌پردازند؛ به ‌طوري كه فهم پيامد‌ها و علل و عواقب آن براي مخاطبان دشوار شود. همچنين رسانه‌ها نسبت به پوشش خبري، تهيه و پردازش بيشتر اهميت مي­دهند؛ اما به مسائل اساسي اهميت كمتري مي‌دهند.

7. توازن نادرست: اين موضوع روشي است كه در آن، تصور ذهني واقع‌نگري آزمايش مي‌شود. از يك سو فقط دو جنبه ماجرا نشان داده مي‌شود و از سوي ديگر، تعريف توازن دشوار است؛ زيرا به خودي خود به معناي برابر نيست، مانند جنگ‌هاي گواتمالا و السالوادور در دهه هشتاد كه با نوع غلطي از توازن مورد بحث و بررسي قرار مي‌گرفت.

8. خودداري از پيگيري: در اين شيوه مجريان رسانه‌ها و متوليان جنگ رسانه‌اي با روبه‌رو شدن با يك پاسخ مخالف كه انتظار آن را نداشته‌اند، فوراً موضوع بحث را تغيير مي‌دهند و يا برنامه را به بهانه‌اي قطع مي‌كنند يا به موضوع ديگري مي‌پردازند.[3]



[1] اتوسن جنگ نرم2 (ويژه جنگ رسانه‌اي)، انتشارات بين المللي ابرار معاصر، تهران 1383، ص18

[2]  همان

[3] اتوسن جنگ نرم2 (ويژه جنگ رسانه‌اي)، انتشارات بين المللي ابرار معاصر، تهران 1383، صص22-27


 

-بخشی از کتاب نقش رسانه های مجازی در بحران سازی اجتماعی

 

 

اثر : مجتبی نیک رهی _ منوچهر سرائی

 

 

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

http://www.nashrenazari.com

 


نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/9/19



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: