image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

حیات فکری اندلس

آخرین تغییرات 1396/10/11 16:18:44 | تاریخ 1396/10/11 11:07:16 | دفعات خوانده شدن 155 | 0 نظرات

در اندلس اولین بنایش برای سکونت شبیه قصرهای شامی بود که خاندانش، مخصوصاً جدش هشام ساخته بودند. این کاخ­ها در اندلس اسم دیگری بر خود گرفتند که آن منیّه بود و منیّه‌ها در آن محیط، مانند کاخ­های شام و بهشت­های وسیع بودند که ابن سعید آن‌ها را توصیف کرده و منیّه برای او اهمیتی داشت. این بنا در شمال قرطبه مایل به‌طرف غرب بود و نام آن‌را همان‌طور که جدش هشام برای شهر رصافه که شبیه به این کاخ­های زراعتی یا بیابانی بود، نامید. ولیکن با مساحت بیشتر و بناهای بزرگ‌تر، مهم‌تر این‌که عبدالرحمن خواست، آن‌ها نسخه­ی دوم و الگویی باشند که جدش و خاندانش در مشرق ساختند. این هم جز با آوردن گیاهان و پرورش آن در این                بهشت­های وسیع، میسر نمی‌شود. چند گروه از افراد را مخصوص این کار فرستاد، همانند گروه یزید، سفر و افرادی که برای کارهای دیگر با خود آورده بودند همچنان‌که گروه معاویه پسر صالح، برای دعوت خواهرش رفته بود، اما او طرز کاشتن نهال­ها و بذرهای نمونه گیاهان مشرق را با خود آورد.

این کار در زندگی عبدالرحمن موثر بود، چون شهر رصافه بهترین شهر برای اقامت او شده بود. در کاخ قرطبه، به­جز در چهار سال آخر زندگیش سکونت نکرد. اما مهم‌تر این‌که آن اثر اقتصادی و فکری در علم زارعت اندلس داشت، چون­که این شهر الگویی شد که حاکمان و بزرگان کشور بعد از عبدالرحمن از این سنت تقلید کردند.

پس منیّه‌های دیگری مانند ساختارهای عبدالرحمن به‌وجود آوردند و آن به‌وسیله­ی تربیت و پرورش بذر و گیاهان وارد شده از شرق، در درجه­ی اول بود و کار پیوند زدن همراه سرزمین جدید، انجام می‌گرفت. از آن‌جا به­دیگر مردم انتقال داده شد تا این‌که همه­ی سرزمین اندلس را در برگرفت و با این روش، زمینه‌ای‌ برای ازدیاد زراعت جدید باز شد که تاثیر آن­را در برابر کشاورزی قدیم بالا ببرد. مثل آشکار پیرامون منیّه از دوران بذر، مساله­ی توسعه­ی میوه­ی انار است در سفری که فرستادگان عبدالرحمن از رصّافه شام اناری آوردند، پس عبدالرحمن ماهیت و فواید آن‌را برای مردانش تعریف کرد، یکی از آنانی که حضور داشت، سفر پسر عبید کلاعی از جند اردن بود و عبدالرحمن کمی از آن انار را به او داد و بدی و خوبی آن‌را برایش توضیح داد. پس به روستایی در ناحیه ریّه رفت و دانه‌های آن‌را کاشت تا درختی بزرگ شد و میوه داد که از اولی شگفت‌انگیزتر،               خوش­مزه‌تر و آبدارتر بود. کمی از آن برای عبدالرحمن برد، پس از او سوال کرد و سفر برای او درباره­ی کاشتن و آب دادن انار توضیح داد. پس از مهارت کاری که انجام داده بود، از همتش تعریف و تشکر کرد و به او پاداش زیاد داد. از آن در منیّه رصّافه و باغچه‌های دیگر کاشت و نمونه­ی آن در بین مردم پخش شد. مردم کاشتن انار را توسعه و کشت انار را به او نسبت دادند و تاکنون آن‌را به‌نام انار سفری می‌شناسند. در این نقطه، دوران اقتصادی برای بذر به‌وجود آمد، زیرا آن حلقه­ی اتصال بین مشرق و اندلس بود. به این شیوه زارعت‌های جدیدی به وجود آمد و در این موقع، یعنی در عصر جدید «گل­خانه» به‌وجود آمد. بعد از مدتی رقابت در بین حاکمان و امیران اندلس، روی کاشت گیاهان ناشناخته به‌وجود آمد که افراد خبره را در این مورد به‌کار گرفتند و نیز، دانشمندان زارعت را مثل علم می‌شناختند. پس این بذرها در بین آن­ها، همانند آزمایشگاه­هایی برای              قلمه­زدن کشت‌های جدید و انتخاب بهترین نوعِ آن‌ها گردید. تعدادی از آن‌ها بعد از مراقبت‌های متمادی تشخیص دادند که کشت هم یک علم است و بزرگ‌ترین دانشمندان گیاه­شناس در جهان عرب و اسلام به نبوغ رسیدند. علاوه بر آن منیّه به­گونه‌ای‌ شد که اثر اجتماعی داشت، توریس بالباس بعد از بررسی گفت: «این نوع از بنا که اولین بنای مربوط به عصر وسط بود، از آن کاخ­های روستایی و محل زندگی بزرگان قوم در عصر جدید به‌وجود آمد. او به­صاحب کتاب معروف «فرهنگ ایتالیا» انتقاد کرده، کسی که ذکر می‌کند، ایتالیایی­ها اولین مردم در عصر جدید می‌باشند که می‌گویند، دیدن مناظر طبیعی برای بیننده شادی­آور است و مایلند در وسط آن زندگی کنند. پس در شمال اروپا، شهری­ها در روستاها زندگی نمی‌کردند، به‌جز ارباب­ها که به‌خاطر حفظ جان و اموالشان در داخل قلعه‌ها زندگی می‌کردند. بعضی از راهبان به­خاطر واجبات دینی در کلیساها زندگی می‌کردند. اما طبقه­ی وسط و سرمایه­داران کوچک، شهرشان را خالی نمی‌کردند و تنها ایتالیا در این کار مستثنی بود، زیرا بیشتر مردم میل شدید به زندگی در دامنه‌ها را داشتند. همچنین کاخ‌های روستایی یا ویلاهای زیبا در نیمه­ی اول قرن چهاردهم در فلورنسا ساخته شد که باعث به‌وجود آوردن ویلاهای معروف زیادی در عصرهای جدید شدند.» توریس بالباس نویسنده­ی این کتاب را به‌خاطر اشتباه و نادانیش نسبت به تاریخ عرب و اسلام در اندلس محکوم می‌کند. اگر نادان نبود می‌دانست که اندلسی­ها قبل از ایتالیایی­ها بیشتر از پنج قرن به این روش معماری و زندگی آشنا بودند، یعنی زمانی‌که عبدالرحمن داخل منیّه رصّافه را ساخت، آن اولین نمونه­ی ویلا و زندگی در آن در سرزمین اروپا بود و نه کاخ­های روستایی در فلورنسا.

سه سال قبل از وفات، عبدالرحمن داخل، در کنار این کار دنیوی یک کار دینی اضافه کرد و آن مسجد قرطبه است که یکی از معالم و نشانه‌های بارز شهر قرطبه شد. همچنین نشان­دهنده­ی پیشرفت حکومت امویان در اندلس و پایتخت شد. پس به‌هر اندازه که این قدرت وسعت می‌یافت پایتخت هم بزرگ و درآمدش به اندازه­ی وسعت این مسجد بزرگ‌تر می‌شد. عناصر معماری، هنری و نقاشی در آن بیشتر و زیباتر می‌شد.

طبیعی است که مسلمانان وقتی داخل اندلس شدند، فاتحین مسجدهایی ساختند که در آن واجبات دینی را انجام بدهند. معروف‌ترین آنان حنش صنعانی بود که تاسیس مسجدی در البیره و مسجد دیگری در سرقسطه را به او نسبت می‌دهند که آن مسجد سفید نامیده شد. همچنان‌که او در ساختن اولین مسجدی که در قرطبه ساخته شد، سهم مهمی داشت. این مسجد عبارت از نصف کلیسای سان بنجینت San Vicente بود. چون قسمتی از مردم اندلس وقتی به اسلام ایمان آوردند، نصف خانه‌های‌شان و کلیساهای خود را که قبلاً مکان عبادتشان بود، اهدا کردند، تا آن‌جا را بر حسب مقتضیات دین جدیدی که در آن وارد شدند، تغییر دهند، اما وضعیت­ قرطبه که پایتخت بود، به‌خصوص در زمان عبدالرحمن و اداره­ی اندلس در دوران حکومت وی و زیاد شدن مزدورانش و ممالیک در آن­که باعث فراهم آوردن کارهای صنعتی، تجارتی و نیز، تراکم در ساکنین زیاد می‌شد و مسجد گنجایش آن‌ها را در انجام دادن فرایض دینی‌شان نداشت. این وضع را مورخ رازی در گفتارش وصف کرده «آن مسجد برای آن‌ها کوچک بود و آنان سقف‌های پشت سر هم اضافه می‌کردند تا مردم در آن­ جای ‌گیرند. با وجود این، مردم برای ورود به مسجد اعظم مشقت می‌دیدند. زیرا سقف‌ها به­هم چسبیده و درها کوتاه بودند و به علت نزدیک بودن سقف­هایش به زمین، امکان ایستادن برای بیشتر آنان وجود نداشت.» در آخر سال­های عمر عبدالرحمن، هنگامی­که آشوب­هایی که موجب از بین رفتن اموالش می‌شد فروکش کرد، برای اصلاح و رسیدگی به این وضع همت گماشت و موفق شد در راضی کردن روسای دینی اسپانیا در قرطبه به ترک­کردن نصف باقی­مانده­ی کلیسا که در دست آن‌ها بود و در ازای آن، اجازه داد به ساختن کلیسای بزرگ در خارج شهر و صدهزار دینار به آن‌ها پرداخت.

همه­ی مکان کلیسای قدیمی مسجد ساخته شد و کار آن دو سال 168-170 طول کشید. گویا در این سال اخیر که مسجد نیمه­کاره بود، در آن نماز اقامه می‌شد و در بقیه­ی سال­های آخر حکمرانی عبدالرحمن که در سال 173 هـ از دنیا رفت، روی این مسجد کار می‌کردند. با وجود این، هنوز گلدسته‌ها تکمیل نشده بود و جای نماز زنان سقف نداشت. این بنا که عبدالرحمن آن‌را ساخت تا امروز در مسجد قرطبه بر جای مانده که شامل مسجد عبدالرحمن و اضافاتی که به آن در زمان امویان در دو عصر الامارت و خلافت افزوده شده و از آن‌چه برای ما مشخص است، می‌فهمیم مسجدی که عبدالرحمن ساخت به­طور کلی مربع شکل بود و بدو قسمت تقسیم می‌شد. یک قسمت رو باز که آن فناء یا صحن است و نمازخانه­ی سرپوشیده که طولش 32/73 متر و عرضش 80/36 متر، یعنی آن به مساحت 76/2698 متر و توریس با لباس گنجایش را تقریباً به 10642 نمازگزار تخمین می­زند. نمازخانه شامل 9 سالن است که به­طور عمودی بر دیوار قبله کشیده می‌شود و فاصله­ی بین سالن­ها ستون‌هایی است که بر روی آن‌ها قوس‌های مزدوج قرار دارد. قسمت پایین قوس، به­شکل نعل اسبی و قسمت بالای آن، به­شکل نیم دایره است. بر روی قوس­ها دیوارهای کوتاهی است که بر روی آن سقف قرار دارد. تعداد قوس‌های مزدوجی (دوگانه) که بر روی سنگ­فرش­ها سایه می‌اندازد، دوازده قوس می‌باشد. در مورد این طاق‌های دوگانه، دو نظر وجود دارد. برخی به‌کار بردن آن­را پیروی از طاق پل­های رومی می­دانند که روی دو طبقه قرار گرفته که بهترین نمونه­ی آن پل معجزات است، ولیکن دسته­ی دوم، به‌کار بردن آن­را به پیروی از آن پل‌ها نمی‌دانند، بلکه نیاز به هماهنگی میان مصالح ساختمانی موجود و تمایل دست­اندرکاران ساختن مسجد می‌دانند. آن‌چه مورد نظر آن‌ها بوده، ساختن سقف‌های بلند است، در­حالی­که ستون‌های فراوان که باقی­مانده ساختمان­های ویران شده­ی قوطیه یا رومانی می‌باشد، همگی کوتاه است.

حیات فکری اندلس در سایه­ی حکومت عبدالرحمن

نگرانی و کشتار، بیشتر در سال­های اولیه از حیات اندلس وجود داشت، یعنی از زمان فتح آن تا اواخر حکومت عبدالرحمن و بدون شک این کار روی فعالیت و نشاط فکری در تمام جوامع تاثیر منفی می‌گذارد. چه‌بسا بیشتر کسانی‌که تاریخ حیات فکری اندلس را ساختند، در تاثیر این موضوع مبالغه کردند و از صحبت و بحث مفصل آن دوره، غفلت ورزیدند. نظر عامه را دلیل ضعف و فعالیت فکری آن زمان دانستند و دلایل آن کمی دانش فاتحین و وارد­شدگان در دوره‌های بعدی آنان بود، زیرا آنان سرباز بودند و کارشان جنگ و وظیفه­ی مهم آنان، حمل اسلحه بود. آن­را در وجود صمیل بی­سواد، یکی از رهبران آن دوره، به‌عنوان الگویی تعبیر شده یافتند. ولیکن با یک نگاه عمیق پیداست که این گمان یک قضاوت زودگذر و متکی بر بحث ناقص است، یعنی منابع تمرکز بر                   بی­سوادی صمیل داشت که یکی از نشانه‌های مشخصه برای دیگران بود. این دلالت بر بیشتر مردم نمی‌کند و از طرف دیگر ارتش اسلامی، از ارتش‌های برتر بود. به­طوری­که او در درجه­ی اول حامل رسالتی بود، همچنان‌که اثری در به‌وجود آوردن فرمانداری‌های بزرگ و کوچک داشت که از سنت‌های دوره‌های اولیه فتح پیروی می‌کردند و بیشتر اوقات فرمانده لشکرها از صحابه بودند و اکثر آن‌ها دانشمند حامل علم بودند و علاوه بر آن، وظایف داخلی به‌عهده­ی هر کس گذاشته نمی‌شد، مگر این‌که حامل علم باشد. مثل قاری که مکلف به خواندن سوره­ی انفال قبل از دیدار بود و راوی که مسئولیت یادآوری اواخر خداوند در جهاد را به‌عهده داشت و آن‌جا مسئول قبض‌ها کسی­که غنایم در نزد او جمع­آوری می‌شد، وجود داشت. علی­رغم آن دگرگونی‌ها که در این مدت زمان به‌وجود آمد، از ارزش و شأن آن در فرماندهان نظامی کاست و ورثه­ی­ علم صحابه همان تابعین شوند. در­حالی­که ما می‌بینیم قوانین قدیمی گواه واضحی بر فرماندهان نظامی در فتح اندلس به‌جای گذاشت. پس از موسی بن نصیر فاتح بزرگ یکی از تابعین بود، همچنان‌که در ارتش او شمار دیگری از همان گروه وجود داشتند. تعداد زیاد آن‌ها به‌حدی رسید که ابن بشکوال یکی از نویسندگان کتب رجال در قرن ششم هـجری که آن‌ها را اختصاص داد به رساله‌ای‌ یا نوشته‌ای‌ یا مجموعه حسب تسمیه ابن الابار که آن‌را «جهت آگاهی کسانی‌ از تابعین که داخل اندلس شدند» نامید. آن‌ها به‌عنوان مشاور فرماندهان بودند. بعضی از آن‌ها به‌دلیل وجود گواهی و برای قراردادهای صلح جای بزرگان لشکر را می‌گرفتند، پس ابن حزم از مردان قرن پنجم هـجری، روایت می‌کند که بعضی از وزیران به او اطلاع دادند که علی -پسر رباح لخمی- و حنش -پسر عبدالله صنعانی- گواهی داده بودند، در زمان سقوط شهر بنبلونه در اقصی شمال اندلس، هر دو از تابعین بودند.

 

 

 

بخشی از کتاب عقاب (صقر) قریش

اثر : دکتر احمد بدر و عبدالرحمن داخل

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است

http://www.nashrenazari.com


نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/1/31



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: