image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

رفتار والدین در تربیت کودکان

آخرین تغییرات 1396/9/1 11:18:43 | تاریخ 1396/8/27 09:59:22 | دفعات خوانده شدن 253 | 0 نظرات

نگرش‌ها و رفتار والدین می‌تواند تسهیل‌کننده و یا مانع در جریان رشد و تکامل کودک باشد والدین سخت‌گیر و خشن مانع می‌شوند تا فرزندانشان از روابط مثبت و سازنده با همسالان خویش که برای استقلال آنان بسیار مؤثر است بهره گیرند در حالی که والدین پذیرا و فهمیده منبع امنیت برای نوجوانان نگران و مضطرب خویش خواهند بود چنین والدینی نه تنها در حل مشکلات نوجوان با او همراه و همیارند بلکه نوجوان را به مستقل شدن و پذیرش مسئولیت تشویق می‌کنند. ارزش‌های والدین در رشد کودک از اهمیتی خاص برخوردار است والدینی که دارای معیارها و ارزش‌های والایی هستند و در زندگی با رفتار مناسب عمل می‌کنند غالبا فرزندانشان نیز در مواجهه با ضوابط و رفتار تعارض‌انگیز دارای همان ارزش‌های والا خواهند بود برعکس والدینی که احساس مسئولیت نمی‌کنند و بر مبنای هرچه پیش آید خوش‌آید عمل می‌کنند فرزندان چنین خانواده‌هایی به دروغگویی، دزدی و دیگر رفتارهای بزهکارانه دست می‌زنند.

به نظر می‌رسد مبنای خانواده در سلامت نه تنها یک ضرورت بیولوژیکی بلکه روانی است بنابراین اولین مدرسه تربیت فرزند محیط خانواده است. رفتار و گفتار پدران و مادران و طرز زندگی آنان مشخص کننده نیک و بد خانواده و میزان پاکی و ناپاکی آن محیط است. آری اثرات و نفوذ خانواده در رشد کودک و نوجوان بی‌شمار است و خویشتن‌پنداری و احساس ارزشمندی نوجوان از نگرش‌های اعضای خانواده نسبت به او نشات می‌گیرد هرگاه والدین در هر یک از مراحل رشد به کودک مسئولیتی درخور توانش بدهند بتدریج درباره‌ی خود به عنوان یک فرد قابل اعتماد و شایسته می‌اندیشد.

اگر والدین صادقانه به او محبت کنند او دوست داشتن دیگران و مورد علاقه دیگران بودن را یاد می‌گیرد و بالاخره اگر والدین از اعتماد او نسبت به استقلال یافتن جلوگیری به عمل نیاورند او قادر خواهد بود در خلال دوره‌ی نوجوانی به درجه و میزان لازمی از آزادی دست یابد و به تدریج خود را از وابستگی کودکانه رها سازد.

نتیجه مطالعات و تحقیقات دانشمندان و روان شناسان رفتاری بی‌شباهت به قطعه شعری که دروتی لانولت سروده است نمی‌باشد.

کودکی که زندگی را با کینه توزی می‌گذراند، ستیزجوئی می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با تمسخر می‌گذراند، شرمساری می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با انتقاد می‌گذراند، محکومیت می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با ترس می‌گذراند، تشویق می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با حسادت می‌گذراند، نفرت می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با تحمل مشقات می‌گذراند، شکیبایی می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با ترحم به خود می‌گذراند، تأسف می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با تشویق می‌آموزد اعتماد به نفس می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با امنیت می‌گذراند ایمان می‌آموزد؛

کودکی که در زندگی مورد پذیرش باشد عشق و محبت می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با انصاف می‌گذراند عدالت می‌آموزد؛

کودکی که زندگی را با دوستی می‌گذراند دنیا را مکانی برای زیستن می‌آموزد  (ترجمه شکوه نوابی‌نژاد).

بنابراین خانواده به عنوان اصیل‌ترین نهاد اجتماعی نیازمند مدیریت‌های علمی و برنامه‌ریزی عالمانه است و شایسته است که کودکان این ثمره پربرکت زندگی مشترک را به خوبی بشناسیم و به ویژگی‌ها و نیازهایشان آنگونه که سزاوار است واقف گردیم و همه تلاش و همتمان آن باشد که با پاسخگویی به نیازهای زیستی روانی و کنش‌های ذهنی آنها از همان دوران زندگی جنینی زمینه رشد متعادل و متعالی‌شان را فراهم نماییم.

واژه‌ای که به معنی دوست و دوست داشتن است. این واژه به صورت اسمی و فعلی 83 مرتبه در آیات قرآن کریم تکرار شده است و با ملاحظه این آیات می‌توان انواع دوستی و لزوم آن، ضابطه آن را شناسایی کرد هر نوعی از محبت و از جمله محبت به ایمان را خداوند در قلب انسان‌ها افکنده است.

(آموزگار، ص 53، 74).

خصیصه محبت به صورت‌های مختلف در مسائل تعلیم و تربیت نشان داده می‌شود تحسین، تمجید، تقرب، کمک، هدایا، بخشش‌‌ها، پشتیبانی هیچ روشی چون روش محبت در تربیت آدمی موثر نیست و مفیدترین روشهای تربیت به نیروی محبت کارایی پیدا می‌کند.

خداوند رحمان درباره‌ی خود می‌فرماید: "کتب ربکم علی نفسه الرحمه" (انعام، 12). پروردگارتان مهر و محبت را بر خود مقرر کرده است.

رسول خدا (صلي‌الله عليه و آله و سلم) مردمان را با محبت از رذایل دور ساخت و به فضایل آراست پیامبر اکرم(صلي‌الله عليه و آله و سلم) با روش محبت توانست سرسخت‌ترین مردمان را متحول و منقلب سازد و به صفات الهی متصف نماید انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیز چون محبت نمی‌توان آدمی را متحول ساخت و او رابه سوی کمال سوق داد انسان در مراحل اولیه‌ی زندگی و سالهای نخستین به محبتی بیشتر نیاز دارد و تاثیر و روش محبت در سازمان دادن به شخصیت کودک از هر روشی دیگری موثرتر است پیامبر اکرم (ص) در این باره چنین سفارش کرده است کودکان را دوست بدارید و به ایشان مهر ورزید و چون به‌آنان وعده‌ای دادید به وعده خود وفا کنید.

(دلشاد تهرانی، ص 258، 1380).

در واقع میزان محبت کودک به مقدار محبتی که از دیگران دیده است بستگی دارد محبت در حقیقت کنشی متقابل است که مطلوب بودن آن به متقابل بودن آن بستگی دارد چنانچه کودک در خانه با بی‌اعتنایی و رفتاری سرد مواجه باشد به انسانی به اصطلاح "بی‌عاطفه" تبدیل می‌شود یا آن‌که مهر و محبت خود را معطوف بیگانگان می‌سازد. از سوی دیگر، مهر و محبت بیش از اندازه نیز همانند بی‌اعتنایی و سردی در کودکان تاثیر نامطلوبی بجا می‌گذارد. دوست داشتن بیش از اندازه والدین می‌تواند باعث آن شود که کودک هیچ رابطه‌ی دوستی با همسالان خود برقرار نکند. نکته‌ی دیگر اینکه خونسردی و سکوت دائمی والدین کانون سرد و بی‌فروغ و خالی از محبت و مهر و نوازش آنان اثر شومی در کودکان و نوجوانان به جا می‌گذارد در واقع افرادی که از نوازش مادری و محبت پدری محروم بوده‌اند از این محرومیت رنج فراوان می‌برند (احدی، ص 43، 1378). و تاثیرات این نوع تربیت در مدارس به شیوه‌های مختلف در رفتار دانش‌آموزان می‌توان مشاهده نمود.

نکته‌ی مهم دیگری که لازم است به آن اشاره کرد اینکه والدین به طور معمول در پرورش کودکان خود از همان شیوه‌ای سود می‌جویند که در مورد خودشان اعمال شده است. چنان‌چه پدر و مادر به شیوه‌ی یکسانی پرورش یافته باشند در انتخاب شیوه‌ی پرورش برای کودک خود مشکلی نخواهند داشت اما چنان‌چه شیوه‌ی پرورش آنان یکسان نباشند در انتخاب شیوه‌ی پرورش برای کودک خود دچار اختلاف شده ناگزیر از تعدیل نظرات خود هستند اگرچه افراد در دوران نوجوانی نسبت به رفتارهای والدینشان اعتراض می‌کنند اما در کودکی از رفتارهای هم‌جنسشان الگوبرداری کرده‌اند و ضمن ثبت و ضبط آن در ضمیر ناخودآگاهشان در سنین بزرگسالی آن رفتارها را عینا تکرار می‌کنند اینجاست که اهمیت تربیت دوران کودکی برای ما آشکار می‌شود. بنابراین باید گفت مردان بیشتر از رفتارهای پدرانشان پیروی می‌کنند در حالی که زنان شیوه‌های تربیتی نوین را بر می‌گزینند و از مشاهده مطالعه، همایش‌ها و نیز کلاس‌های آموزشی برای آموختن شیوه‌های صحیح برخورد با فرزندانشان استفاده می‌کنند اما در ادامه‌ی صحبت سؤالی که موردنظر است:

راه‌حل پرخاشگری نوجوانان نسبت به والدین چیست؟ آیا باید این رفتارها را تحمل کرد یا نادیده گرفت؟

در پاسخ باید گفت مدیریت صحیح تعامل والدین و فرزندان بهترین راه کنترل خشونت در دوران نوجوانی است.

زیرا در این دوران افراد از گروه‌های همسالان، دوستان و همسالان خود تاثیر می‌پذیرند و نسبت به خانواده‌هایشان سرکش می‌شوند اما با ورود به دوران بزرگسالی، زندگی هدفمندتری پیدا می‌کنند. بنابراین والدین باید با یادآوری دوران نوجوانی خود طبیعی بودن رفتار فرزندانشان را درک کنند و نکته مهم اینکه پرخاشگری نوجوانان اصولا در خانواده‌های پراسترس افزایش پیدا می‌کند و بزرگ‌ترها باید تلاش کنند از ایجاد مشاجره و تنش که موجب عصبانیت نوجوانان می‌شود جلوگیری کنند در خانواده‌هایی که در آنها آرامشی حاکم است و اعضای آن با یکدیگر دوست و صمیمی و به یکدیگر اطمینان خاطر دارند فرزندان کمتر با گروه‌های همسالان گرایش پیدا می‌کنند و بحران نوجوانی خود را راحت‌تر پشت سر می‌گذارند. اما محیط زندگی پر جار و جنجال آکنده از هیجان مشاجره و درگیری دائمی و طی تفریحات و سرگرمی‌های بیش از اندازه هیجان‌انگیز مانند سینما، رادیو و تلویزیون و جز آن آرامش عاطفی کودکان و نوجوانان را بر هم می‌زند و موضوع مهم دیگر اینکه در خانه‌های پر آمدورفت و در خانه‌هایی که بیش از دو عضو بزرگسال داشته‌اند خشم کودکان فراوان‌تر بوده است و طرز رفتار بزرگسالان تعداد موانعی که در برابر فعالیت‌های کودکان به وجود می‌آیند و نوع انضباطی که برای کنترل رفتارشان به کار می‌برند و میزان مشکلاتی که آنان در کسب خواسته‌های خود دارند همه در وضع عاطفی کودکان مؤثرند. حرف‌های بسیاری از فرزندان وقتی دور هم جمع می‌شوند و سفره دلشان را باز می‌کنند اغلب از رفتارهای والدینشان ناراضی هستند و از برخورد آنها ایراد می‌گیرند. ایراداتی که البته منطقی هم به نظر می‌رسند. حرف‌های فرزندان اگر مادر شوم، بهترین مادر دنیا خواهم شد. چون هیچ وقت اشتباه‌های پدر و مادر رو تکرار نمی‌کنم با بچه هرقدر هم که نق بزند با ‌آرامش برخورد می‌کنم هر چی دوست داشته باشه براش فراهم می‌کنم.

آری در واقع نقد کردن رفتارهای پدر و مادر در دوره نوجوانی از ویژگی‌های این دوره محسوب می‌شود نوجوانان در این برهه از زندگی رفتارهای والدین را تحلیل کرده و ایرادهایشان را بررسی می‌کنند. آنها والدین خود را به خاطر از دست دادن موقعیت‌هایشان در زندگی سرزنش می‌کنند و به همین دلیل در این دوران پرخاشگر می‌شوند و حتی گاهی با عصبانیت با والدینشان برخورد می‌کنند.

پس تأثیر رفتار و طرز فکر والدین در شکل‌گیری چگونگی رفتار کودکان بسیار مهم و اساسی است و به وضوح قابل مشاهده است که بسیاری از شخصیت‌های بزرگ و پیروزمند رابطه‌ای دوستانه و پسندیده با والدین خود داشته‌اند رابطه‌ی مطلوب میان والدین و فرزندان موجب شادمانی و کمترین حد نگرانی در کودکان می‌شود.

البته ناگفته نماند اگر قرار است که کودکان منضبط شوند باید از آغاز با آنان قاطع بود بسیاری از والدین به نوازش کودکان خود می‌پردازند و در برابر هر هوس آنان تسلیم می‌شوند آنان می‌اندیشند که چنین گذشت و چشم‌پوشی ایرادی ندارد زیرا کودکان آنان هنوز کوچک هستند. که این والدین از درک آن عاجزند این است که مشکل بتوان به عادات اولیه فائق آمد.

در واقع کودکانی که دریابند می‌توانند هرچه بخواهند به سادگی به وسیله‌ی تقاضا یا گریه به دست آورند هیچگاه این عادت را فراموش نخواهند کرد پس والدین نباید هیچگاه زمانی که کودکان چیزی می‌خواهند که موردنیاز آنان نیست به خواسته‌ی آنان وقعی نهند کودکان باید بیاموزند که آنان تنها زمانی نتیجه مطلوب می‌گیرند که چیزی بخواهند که والدین آنان آن چیز را مناسب تشخیص می‌دهند.

بنابراین از همان آغاز باید توجه کامل داشته باشیم که چگونه رفتارهای کودکان خود را تقویت می‌کنیم. ما تنها باید به رفتار منطقی پاداش دهیم و نه به رفتار غیر منطقی یا سهل‌انگارانه در واقع سود جستن از پاداش یا تنبیه نیاز به مهارت فراوان دارد.

در ادامه‌ی مبحث نکته‌ی مهم دیگری که لازم است به آن توجه نمايیم اینکه چگونه "به عنوان پدر و مادر فرزندی مسئولیت‌پذیر تربیت کنیم؟"

ما می‌خواهیم کودکانی مسئولیت‌پذیر تربیت کنیم تا تبدیل به بزرگسالی متعهد و مسئول شوند. ما می‌خواهیم فرزندانمان به احساسات، افکار و رفتارهای دیگران احترام بگذارند و مورد احترام دیگران باشند.

آری ما می‌خواهیم فرزندانمان زندگی سالمی داشته باشند و در حالی که به نیازهای خودشان توجه می‌کنند به احساسات دیگران هم توجه داشته باشند اما چگونه؟ در ادامه باید گفت واژه‌ی مسئولیت به معنی توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به مفهوم تصمیم‌گیری مناسب و مؤثر است. تصمیم‌گیری‌ درست یعنی اینکه کودک در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که معمولا از او می‌رود دست به انتخاب بزند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر وی شود.

در واقع آموزش مسئولیت‌پذیری به کودکان، نیازمند جوی خاص در خانه و مدرسه است. چنین جوی در مورد تصمیم‌گیری‌ها و پیامدهای آنها اطلاعاتی به کودکان می‌دهد و منابعی را برایشان فراهم می‌کند تا بتوانند تصمیم‌گیرهای درست بگیرند و در بزرگسالی هم بتوانند مسئولیت هرچه را که در زندگیش رخ می‌دهد برعهده گیرد. اصولا کودکان از طریق کنش‌های متقابل با والدین، معلمان و همسالانشان به اهمیت مسئول بودن پی می‌برند و این کنش‌های متقابل شامل انتظاراتی است که از کودک می‌توان داشت و این که او باید یاد بگیرد روز به روز به نحوی مناسب‌تر و مؤثرتر به آنها پاسخ دهد.

ناگفته نماند مطالعات علمی نشان می‌دهد کودکانی که در امتحانات به راحتی تقلب می‌کنند راحت به دوستان و والدین خود دروغ می‌گویند یا در بازی‌های کودکانه تقلب می‌کنند و اینها همان بچه‌هایی هستند که در مورد آموزش مسئولیت‌پذیری به آنها کوتاهی شده است.

در واقع اگر نگرش‌ها و رفتار مثبت خیلی زود به کودکان آموخته نشود مشکلات رفتاری خیلی سریع رشد می‌کنند و تا زمانی که بزرگتر شوند این مشکلات نیز به مرور بزرگتر می‌شوند آمار رو به رشد خلافکاري‌های نوجوان همه و همه نشان‌دهنده توجه ضعیف والدین به آموزش مسئولیت و مسئولیت‌پذیری در دوران کودکی است.

بنابراین لازم و ضروری است که کودکان مسئولیت‌پذیری را در دوران کودکی بیاموزند. وقتی آموزش مسئولیت‌پذیری از همان ابتدای کودکی آغاز شود عادت‌های خوب جایگزین عادت‌های بد می‌شود این تغییرات کم‌کم سبب می‌شود کودکان احساس پیشرفت و عزت‌نفس کنند و آنها تمایل خواهند داشت با خود مثبت دریافت کنند که این باعث ایجاد مسئولیت‌پذیری در کودکان می‌شود.

بنابراین رفتار درست والدین و محیط گرم خانواده مؤثرترین عامل در رشد و رفتار صحیح کودکان و نوجوانان است.

نگارنده تأکید می‌کند پدر و مادری که نتوانند فرزندان خود را خوب تربیت کنند بیش از همه خودشان دچار رنج و ناراحتی خواهند شد پیامبر اکرم(صلي‌الله عليه و آله و سلم) فرموده‌اند: رحمت خداوند از آن پدر و مادری است که برای فرزند خود سرمشق نیکویی هستند اصولا سرزنش و ملامت نوجوانان و جوانان بسیار خطرناک است و آتش لجاجت آنها را شعله‌ور می‌کند.

حضرت علی(عليه‌السلام) فرموده‌اند زیاده‌روی در سرزنش و ملامت باعث افزایش لجاجت و سرکشی خواهد شد. در مورد دیگری نیز فرموده‌اند سرزنش را زیاد مکن چون کینه و دشمنی را برمی‌انگیزد. ایشان همچنین فرموده‌اند تو را از اینکه پیوسته سرزنش کنی برحذر می‌دارم زیرا سرزنش مکرر تو ناخواسته او را به گناه وادار کرده و او دیگر از سرزنش هم پروایی نخواهد داشت.

پیامر اکرم(صلي‌الله عليه و آله و سلم) تربیت فرزندان را مستلزم احترام به شخصیت آنان و یاد دادن و اصلاح آداب زندگی دانسته‌اند. ایشان همچنین اهمیت محبت کردن و رفتار ملایم با کودکان را یادآوری کرده‌اند و نیز ضرورت برخورد مناسب حال کودک را خاطر نشان ساخته‌اند. از امیرالمومنین علی(عليه‌السلام) نیز سخنان ارزشمندی نقل شده است.

از گفتار ایشان بر می‌آید که فرزند انسان به حکم اینکه انسان است و دارای شعور و اندیشه است باید از طریق پند و اندرز و ادب شایسته تربیت شود نه از طریق زورگویی و تنبیه بدنی "فان الغافل یتغط بلآداب و البهائم لاتتعفد الا بالضرب" (نهج‌البلاغه فیض، نامه 31). امام سجاد(عليه‌السلام) نیز از اهمیت تربیت سخن گفته و برای پرورش فرزندان و آراستن آنان به ادب نیکویی از خداوند کمک می‌خواسته‌اند "اعنی علی تربیتهم و تأدیبهم و برهم" (صحیفه سجادیه دعای 25). ایشان همچنین به پدران می‌گویند: حق فرزندت بر تو آن است که بدانی او از توست و رفتار نیک و بدش در این دنیا با تو پیوند دارد و تو به دلیل مسئولیت و ولایتی که بر او داری موظفی او را خوب تربیت کنی و به جانب پروردگارش رهنمون باشی و به او کمک کنی تا در ارتباط با تو و خودش از خداوند فرمان برد و نیز توجه داشته باش که اگر او را به شایستگی تربیت کنی پاداش آن را خواهی یافت و چنانچه در تربیت او سهل انگاری کنی مورد عقوبت خداوند قرار خواهی گرفت. "وا ما حق ولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسوول عما و لیته من حسن الادب و الدلاله علی ربه والمعوفه علی طاعته فیک و فی نفسه فمثاب علی ذلک و معاقب یتحض العقول (ص 189).

و امام صادق(عليه‌السلام) نیز گفته‌اند: پیامبر اکرم(صلي‌الله عليه و آله و سلم) درباره کسی که فرزند خود را در نیکی و نیکوکاری کمک کند دعا کردند سوال شد چگونه؟ گفتند آنچه را کودک در توان داشته و انجام داده از او بپذیرد و آنچه انجام دادنش برای کودک سنگین و طاقت فرساست از او نخواهد و او را به گناه و سرکشی وادار نکند "قال رسول الله(صلي‌الله عليه و آله و سلم): رحم‌الله من اعان ولده علی بره قال قلت کیف یعینه عل بره؟ قال یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره ولایرهقه و لایخرقابه" (فروغ کافی، ج 6 ص 50).

 

بخشی از کتاب شکوه تربیت 

اثر : مریم سلیقه 

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

http://www.nashrenazari.com


نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/1/31



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: