image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

تعیین درست اهداف جذب

آخرین تغییرات 1396/9/1 11:19:45 | تاریخ 1396/8/27 09:23:34 | دفعات خوانده شدن 131 | 0 نظرات

: تعیین درست  «اهداف جذب»

در مورد اهمیت «هدف‌گذاری»، بسیار شنیده و و خوانده ایم. همه می‌دانیم قبل از هر گونه اقدامی برای «جذب خواسته»‌های مان، لازم است بدانیم که چه می‌خواهیم، سپس آن را با تکنیک‌هایی موثر و کارآمد هدف بگیریم. اما با همه‌ی این تفاسیر هدف گذاری درست کارآمد، آن قدر‌ها هم که گفته شد، آسان به نظر نمی‌رسد. و نکته اینجاست که اگر اولین خشت «جذب اهداف»، کج گذاشته شود، سرانجام خانه‌ای کج به دست خواهد آمد، آن هم اگر به پایان برسد و در میانه‌ی راه فرو نریزد! 

ممکن است هنگام خواندن این سطور، در دل بگویید: «این که دیگر کاری ندارد. هرکسی می‌داند که در زندگی چه می‌خواهد و چه اهدافی دارد.» 

ولی همیشه این طور نیست که ما بدانیم اهداف اصلی و واقعی ما چیستند. اغلب ما تنها به خاطر مشکلات و «نیاز»‌هایی که در زمینه‌های مختلف زندگی احساس می‌کنیم، دست به تعیین اهداف زندگی‌مان می‌زنیم که البته گاه درست از آب در نمی‌آیند و اگر در نیمه‌ی راه رهایش نکنیم، وقتی که به آن‌ها می‌رسیم، باز هم احساس رضایت و خوشبختی نمی‌کنیم! و گویی هنوز هم چیزی در زندگی‌مان کم و یا نادرست است! در حالی که اگر از همان ابتدا اهدافی درست و واقعی برای خود برمی‌گزیدیم، نه تنها هرگز رهایش نمی‌کردیم و انرژی و «انگیزه»ی کافی برای شروع و ادامه‌ی راه‌مان را داشتیم، بلکه پس از رسیدن به هدف نیز احساس خشنودی و رضایت از زندگی، به ما دست می‌داد. 

تعیین و دنبال کردن اهداف غیر«اصلی» و از سر «نیازمندی» و احتیاج، برای رفع «مشکلات» احتمالی که هم اکنون در زندگی به آن‌ها دچار هستیم، می‌تواند موجب شود که:

1- انگیزه و انرژی کافی برای شروع را نداشته باشیم بنابراین اگر گاه می بینید که علی رغم تعیین اهداف هنوز شروع به تمرینات جذب‌تان نکرده‌اید و مرتباً این کار را پشت گوش و به تعویق می‌اندازید، یکی از دلایلش، انتخاب هدفی نادرست برای خودتان بوده است. وگرنه اهداف واقعی آن قدر انگیزه‌بخش و انرژی‌زا هستند که به طور خودبخودی و خودجوش، موجب روشن‌شدن موتور ی در درون ما می‌شوند و هرگز تمایلی به تعویق و پشت‌گوش‌اندازی آن‌ها را نداریم.

2- اگر به هر طریق، موفق شویم که خود را ملزم به شروع تمرینات و اقدامات مربوط به جذب اهداف غیر اصلی‌مان کنیم، این روند زیاد ادامه نخواهد داشت و به‌زودی در میانه‌ی راه آن‌ها را رها خواهیم کرد. 

3- احساس نارضایتی پس از رسیدن به اهداف: اهداف واقعی و اصلی، پس از آن که به وقوع می‌پیوندند، احساس رضایت، خشنودی، آرامش و به طور کلی خوشبختی، برای‌مان به بارمی‌آورند. بنابر این اگر گاه می‌بینیم، با وجود آن که به بزرگترین هدفی که برای خود تعیین کرده بودیم، رسیده‌ایم ولی هنوز هم احساس شادی و خوشبختی نمی‌کنیم، یکی از دلایل مهم آن همین است که از ابتدا اهداف اصلی خود را شناسایی و پی‌گیری نکردیم و تنها به اهدافی پرداخته‌ایم که قادر به رفع نیازهای آن زمان ما بوده‌اند و اکنون که آن احتیاجات تأمین شده‌اند، و دیگر احساس نیاز نمی‌کنیم، انرژی و انگیزه‌ای برای ادامه، نداریم و شاید هم به این نتیجه برسیم: »این همه دوندگی و تلاش واقعاً برای چه بود؟! خب که چه؟!، همه‌اش همین بود؟!، که چی بشه؟! و....» و این نوع افکار می‌توانند یک نوع احساس پوچی، افسردگی، بی‌اشتیاقی در زندگی و.... را با خود به همراه بیاورند. گاهی نیز موجب می‌شوند هدفی حتی مشکل‌تر از قبلی را برای خود تعیین کنیم ولی سرانجام باز هم به همان نتایج خواهیم رسید و این می‌تواند تا آخر عمرمان ادامه یابد و منجر شود که درسنین پیری، حسرت جوانی را بخوریم که چرا زندگی نکردیم و یا زندگی کردیم تا کار کنیم. نه این که کار کردیم تا زندگی کنیم! 

4- اهداف نیاز زندگی: موجب می‌شوند که برای رسیدن به آن‌ها عجله داشته باشیم و «دچار تفکر کوتاه مدت» بشویم. زیرا می‌خواهیم به سرعت مشکل‌مان حل شود و نیاز‌مان برطرف شود. ولی توجه داشته باشید که این نوع طرز تفکر ویژه‌ی افراد «بازنده» است و «برنده»‌ها دارای طرز تفکری «بلند مدت» هستند. و هیچ عجله‌ای برای رسیدن به هدف ندارند زیرا از مسیر نیز در حال لذت بردن هستند. و هیچ گونه وابستگی به نتیجه ندارند و از انجام اقدامات در راستای هدف‌شان لذت می‌برند و شاد هستند. شاید شما نیز بدانید که «هستی» از وابستگی بیزار است و تمایل به رهایی و آزادی دارد. و قانون جذب نیز در شرایط وابستگی و عدم رهایی برعکس عمل می‌کند! بنابراین اگر می‌بینید که با این که هدف خود را خیلی می‌خواهید و برای رسیدن به آن عجله دارید، ولی کارها کند پیش می‌روند و گاهی پیش نمی‌روند، شاید یکی از دلایل آن این نوع طرز تفکر کوتاه مدت‌تان باشد. (بعداً طریقه‌ی غلبه سریع براین نوع طرز تفکر به روش «بی تی تی» توضیح و تمریناتی خواهم آورد.)

با توضیحات فوق، اکنون دیگر باید متقاعد شده باشید که لازم اهداف اصلی زندگی خود راشناسایی کنید و به دنبال تحقق یافتن آن‌ها باشید.

BTTبخشی از کتاب مهندسی قانون جذب 

اثر : کتایون بناساز


 استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است 

 

منبع : http://www.nashrenazari.com

 


نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1396/11/29



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: