image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

نقد شعر

آخرین تغییرات 1395/8/4 15:45:51 | تاریخ 1395/8/4 15:37:47 | دفعات خوانده شدن 961 | 0 نظرات

بهت کوچه، ضربههای پتک روی شانهاش

بغض کوچه، شاخههای زرد بیترانهاش

آدمیکه تکیه داده بر هجوم سرنوشت

خلوتی که نیست میشود کنار خانهاش

کوچه باتمام خاطرات خوب کودکی

کوچه با نگاههای گرم بیبهانهاش

کوچه و گذشتن از تمام بغض و کینهها

کوچه و عبورهای تند عاشقانهاش

میرود به زیر ضربههای سهمگین پتک

میزند زمانه ناشیانه تازیانهاش

میرود به عرش و میشود خدای کوچهها

یخ زده صدای خندههای کودکانهاش

شهره سادات حقدوست

و اما بررسی:

1- جذبه موسیقی یا جذبه شعر!

همانطور که میدانیم در شعر موزون و نیز قالب غزل موسیقی جزء اساس و پی ساختمان میباشد، حال قصد ندارم در مورد اوزان و نقش و روایت هرکدام از وزنهای بیرونی و کناری صحبت کنم، اما نکته اینجاست که جذبه موسیقی در شعر ایجاد دلبستگی میکند یا اصل و ذات شعر و اصطلاحاً بنمایه شعر که در اینجا همه "کوچه" است باعث میشود این وزن کم کاربرد فاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن،

یا فاعلات فاعلات فاعلات فاعلات را به بهترین وجه و در موقعیت به خدمت بگیرد؟

به یاد میآوریم شعرهایی که از سیمین بهبهانی و نیز حسین منزوی و دیگران که در وزنهای غیرمعمول کار شده بودند و آن هنگام که عرضه شده بودند چون کمتر استفاده شده بود مخاطبان جدی را دچار حیرت و بهت در ادامه دچار شیفتگی کرد...

برگردیم به شعر، در این غزل کوتاه موسیقی و درون مایه شعر به بهترین وجه هم را تکمیل کردهاند، غیر از موسیقی بیرونی، در درون بیشترابیات هم اصطلاحاً سوال و جوابهای موسیقیایی دیده میشود.

بهت کوچه، بغض کوچه در بیت اول

آدمیکه، خلوتی که در بیت دوم

تمام خاطرات، نگاههای گرم در بیت سوم

سهمگین پتک، تازیانه­ اش در بیت چهارم

...همه مثال­ های بالا ایجاد تناسب و وحدت موسیقی بوسیله جذبه است که خود شعر و مضمون اصلی آن یعنی کوچه ایجاد کرده و این جذبه موسیقیایی به شعر منتقل شده است.

2- حس جاری، گذشته حال!

این سرفصل را با رویکرد به مفاهیم جاری در ابیات این غزل و پرسناژ بن مایه آن به خدمت گرفته ­ام.

 در شعری که بتواند ما را به سمت نگاه خودش و در نگاه ما تغییر جهت ایجاد کند نوعی حس حتما جریان دارد که بعضیها امروز به آن همذات پنداری گفته­اند... اما نکته دیگری که حقیر به آن اضافه میکنم علاوه بر همذات پنداری نوعی غربت و تشخصی از نوع حسی است که شاعر برای شخص سومی به نام کوچه ایجاد کرده است، در این شعر مراد بنده از همذات پنداری، شخصیتی که از احوال خودش، کودکی­اش، حال­اش و اندوه­اش روایت میکند، نیست! شاعر از عنصری که به آن "دوره سنی" اعطا کرده یعنی به کوچه کودکی داده، به کوچه همزمان با رشد آدم­هاش خودش رشد کرده منظور همان ساختمان­های رفیع که به عرش رفته­اند و به ناحق خدای کوچهها شده­اند، به کوچه تشخصی داده که در برابر ناملایمات و هجومهای مختلف قرار گرفته، خاطرات کودکی مختلف کودکی خودش و کودک ­های بیشماری که اکنون دیگر رشد کرده­اند را به تصویر کشیده است...

همه و همه نشان از تلفیق هنرمندانه حس سوم شخصی به نام کوچه، اجزاء و عناصر جاری در کوچه و خود صاحب اثر به عنوان تلفیق حس جاری، گذشته و حال همه اینها که نام برده شد، شده است.

این شعر سرفصل­ های زیاد دیگری را برای تحلیل طلب میکند، نظیر

- تحلیل عمودی شعر

- اتفاقات زبانی

- رفتار یکسان واژه­ ها

و خود کوچه و شعرهای به اصلاح کوچه­ ای!

                                                                                       محمدتقی قشقایی

 

بخشی از کتاب : 4+20 شاعر، 4+20 نقد

اثر : محمد تقی قشقایی

ناشر : انتشارات نظری

http://www.nashrenazari.com/

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع می باشد


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/5/25



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: