image 1 image 1 image 1 image 1 image 1 image 1

سفره های مذهبی

تاریخ 1393/2/15 11:11:31 | دفعات خوانده شدن 40563 | 0 Comments

حکایت دل، حکایت منطق و عقل نیست، حکایت ماده و خلق نیست، با دل می‌توان سفر کرد، می‌توان به عرش و فرش رفت.

با دل می‌توان تلالؤ خورشید را در شب هنگام دید، می‌توان بامدادهای آن نقطه کور هدف را رنگین و نادیده‌ها را ظاهر کرد، حکایت دل حکایت آوارگی خلقیات است، می‌توان بر ابرهای آسمان باورها، قدم گذاشت.

وقتی که عقل کار به جایی ندارد، وقتی خلق به کارت نمی‌آید، وقتی روی دنیای مادی، از تو برگردان است، چه کسی تو را می‌جوید...

اینجاست که حکایت دل به میان می‌آید دلی که همیشه با تو هست دلی که می‌توان با او دیدگان را روشنایی بخشید.

حکایت سفره‌های مذهبی حکایت دل است حکایت رنگ و بوی امید و رحمت، حکایت باورهای واحد مطلق، احد و واحدی که دل، بر او گرهی محکم بسته است، حکایت سفره، حکایت بخشش دل است، بخشش در راه رضای او، و او امید است، امیدبر گشایش تمام قفل‌ها.

سفره‌های نذری

در شهرهای بزرگ خیلی کم پیش می‌آید که همه اقوام و آشنایان در طول سال دور هم جمع شوند و همدیگر را ببینند اما نذری، بخصوص نذری‌هایی که هر سال در ایام ماه محرم و یا ماه‌های دیگر پخته می‌شود، یک بهانه خوب برای گذراندن اوقات بیشتری کنار یک جمع هم عقیده است.

نذری پختن یک کار گروهی است، کاری که درست انجام شدنش یک همکاری و هماهنگی چندین نفر را می‌طلبد، نذری پختن هم برای کوچکترها و هم برای بزرگترها یک تمرین درست برای انجام کار گروهی است.

اصلا همین که در نذری دادن، کسی از کسی توقع ندارد، خودش حسابی می‌تواند حال آدم را خوب کند. آدم‌هایی که در روزهای معمول سال برای انجام دادن بیشتر کارهایشان فکر این هستند که در مقابل آن کار چه چیزی نصیبشان می‌شود، موقع پختن نذری، آستین‌شان را بالا می‌زنند و می‌ایستند پای دیگ؛ این (بی دریغ کمک کردن) باعث می‌شود که آدم احساس کند در حال انجام کاری است که مادیات در آن جایی ندارد.

آش قل هو الله

رسم بر این است که از روز اول ماه مبارک رمضان جمعی از زنان محل در مسجد یا در خانه شروع به خواندن قرآن می‌کنند و روزانه مجموع آنها یک جزء از قرآن را می‌خوانند. به همین ترتیب کار ادامه می‌یابد تا روز آخر که جزء سی ام قرآن خوانده می‌شود. این جزء اختصاصاً به صورت سوره توسط هر نفر خوانده می‌شود. حتی افراد بیسواد هم حق دارند بخوانند و طبعاً فردی که در کنار آنهاست برایشان می‌خواند. همه در انتظار آن هستند تا سوره‌ی قول هوالله به نام آنها درآید. آنان این شانس را بسیار خوش یمن دانسته و کسی که قول هوالله به نام او درآید درواقع شانس و اقبال او بلند خواهد بود. به همین دلیل باید بعد از ماه رمضان در اولین فرصت سفره‌ای برای آن جمع انداخته در آن آش و شیرینی بگذارد. جمع افراد سر آن سفره جمع شده و ضمن خوردن از آن آش، برای صاحب قول هوالله دعای خیر برای سفر یا ازدواج دختر خوانند. و پسر می‌خوانند.

سفره امام حسن (ع)

این سفره به اسم مبارک امام حسن مجتبی (ع) که در عرف مردم به کریم و بخشنده معروف است، می‌باشد. کسی که حاجت خاصی دارد نذر می‌کند که این سفره را بیندازد. بسته به نذر ممکن اسست قبل از گرفتن حاجت باشد یا بعد از آن. سفر انداخته شده و از همسایگان و آشنایان دعوت می‌شود. همان‌طور که سفره پهن است یک روحانی برای خواندن روضه امام حسن (ع) دعوت می‌شود. پس از آن که روضه ‌خوانده شده همه سر سفره نشسته از آنچه در آن است می‌خورند. سفره امام حسن بسیار غریبانه چیده می‌شود. شگفت اینکه مردم بر این اعتقادند که هر چه در سفره گذاشته می‌شود از خود سفره گرفته تا ظروف و خوراکی‌ها باید به رنگ سبز باشد. مثلاً سبزی، خیار، کوکو و غیره آنها می‌باشد. در سر این سفره غریبانه هیچ گونه پختنی گذاشته نمی‌شود.

حجله حضرت قاسم (ع)

وسایل حجله حضرت قاسم از نوعی پارچه تور و سبز با چراغ‌های سبز و شمع و غیره است که تنها برخی از افراد در اختیار دارند. این وسایل به گونه‌ای چیده می‌شود که مثل حجله دامادی است و افرادی که آن را در اختیار دارند به دیگران هم قرض داده و یا بابت آن پولی می‌گیرند که باز آن را هزینه همه وسایل می‌کنند. این حجله داخل یک اتاق نصب شده و در داخل آن حنا، نقل، و شکلات و غیره گذاشته می‌شود. چینش حجله به گونه‌ای است که می‌توان داخل آن شد. زنان داخل آنجا شده دو رکعت نماز حاجت می‌خوانند و بر این باورند که حاجت آنها برآورده می‌شود. در کنار این حجله مراسم روضه‌خوانی برپا می‌شود. غذا دادن جزو برنامه رسمی نیست اما بسته به اوقات خاص ممکن است سفره‌ای هم پهن شود. طبعاً روضه هم معمولاً روضه حضرت قاسم یا روضه حضرت علی اکبر است. طی این مراسم در اطراف حجله شادی هم می‌شود و زنانی هستند که بارها به دور آن چرخند.

ختم امام جواد (ع)

این مراسم معمولاً عصر چهارشنبه که باور این است که روز یاد شده متعلق به امام جواد (ع) است برگزار می‌شود. زنان معمولاً در خانه‌ای دعوت شده و شروع به خواندن دعای توسل می‌کنند. وقتی به امام جواد (ع) رسیدند 114 یا 140 بار می‌گویند یا جوادالائمه ادرکنی. ختم این ذکر که تمام شد، بقیه دعای توسل خوانده می‌شود. بعد از آن ذکر مصیبت حضرت جواد الائمه خوانده شده و مردم حاجات و دعاهای خود را بر زبان می‌آورند. معمولاً بعد از ختم مراسم پذیرایی مختصری بسته به نظر صاحب خانه از میهمانان به عمل می‌آید ختم امام جواد (ع) در برخی از محلات قم چندان معمول شده که هر هفته به نوبت در خانه‌های مختلف محله برگزار می‌شود و تقریباً بی‌وقفه ادامه دارد.

سفره ختم انعام

قدیم الایام ختم سوره انعام در جلسات معمول بوده و در بین آیات معین، دعاهایی نیز خوانده می‌شد. یکی از معجزات بزرگ وجاویدان پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلی الله علیه وآله) قرآن مجید است. این کتاب آسمانی دارای کلمات و جملاتی است که هیچ بشری تا به حال نتوانسته مانند آن بیاورد در واقع محور زندگی فردی واجتماعی همه انسان‌ها قرآن شریف است بر این اساس گروهی از حاجت‌مندان به نیت اجابت و نزدیکی جلسه ختم انعام برگزار می‌کنند و به رسم ثواب و پذیرایی سفره‌هایی می‌گشایند البته به نوع سلیقه سفره و خوراکی‌های آن متفاوتند.

سفره نذر عقیقه

عقیقه عبارت است از ذبح گوسفند هنگام ولادت برای اطعام نکاتی که در این مورد باید توجه کرد اینست که: الف) عقیقه برای فرزند مستحب موکد است بلکه برخی علما آنرا واجب دانسته‌اند ب) مستحب است برای پسر گوسفند نر عقیقه شود و برای دختر گوسفند ماده ج) زمان عقیقه کردن روز هفتم ولادت است و اگر در آن تأخیر بیفتد استجابت آن ساقط نمی‌شود بلکه پدر و مادر اگر برای فرزند عقیقه نکردند مستحب است شخص پس از بلوغ برای خود عقیقه کند د) مستحب است که گوشت عقیقه را میان مؤمنان تقسیم کنند و از آنان بخواهند برای نوزاد دعا کنند ولی بهتر است عقیقه را بپزند و حداقل ده نفر از اهل ایمان را دعوت کنند تا از آن بخورند و برای نوزاد دعا کنند مستحب است در تقسیم کردن گوشت عقیقه، استخوان‌های آن را نشکنند و پا و ران بلکه یک چهارم آن را برای آنان بفرستند و برای پدر ومادر نوزاد مکروه است از عقیقه نوزادشان بخورند واین کراهت برای مادر نوزاد بیشتر است، دعا کردن هنگام ذبح عقیقه مستحب است دعاهایی که در این باره از اهل موارد داده شده بسیار است (وسایل‌الشیعه فج 20 ص 428 تحریرالوسیله)

سفره‌های روضه‌خوانی

این سلسله عزاداری و وعظ که اساس تعزیه یعنی درام مذهبی به شمار می‌رود، روضه‌خوانی از 3 تا 20 روز طول می‌کشد، در خانه شخصی یا در ابنیه دینی (مسجد، تکیه، حیاط امامزاده) انجام می‌گیرد (این روضه‌خوانی نه تنها در ده محرم بلکه در ماه صفر، روز شهادت حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، حضرت رضا (ع) و گاهی پنج‌شنبه‌ها و... دایر است). بعضی از این مجالس روضه‌خوانی مخصوص زنان است و برخی مخصوص مردان و بعضی‌ها مختلط است.

در مجالس روضه‌خوانی زنانه، زن‌ها چای، قهوه، عدس بو داده، برنجی که با کره سرخ شده و بر روی آن شکر پاشیده‌اند و بالاخره با قاووت (آرد نخود، پسته و بادام و فندق کوبیده مخلوط با شکر) بر سر سفره گذاشته و پذیرایی می‌کنند. اشخاص ناشناس که به این مجالس روضه می‌آیند و صاحب خانه را نمی‌شناسند در گوشه‌ای می‌نشینند. خوردنی‌هایی که ذکر شد در فواصل روضه‌خوانی بر سفره نهاده می‌شود.

سفره بی‌بی سه‌شنبه

سفره‌ای فقیرانه که وسائل را با تهیه از هفت خانه که فاطمه نام در آنها باشد تهیه می‌کنند. این سفره برای گرفتن حاجات مهم نذر می‌شود. برگزاری آن به این صورت است سه سه‌شنبه می‌باید این سفره پهن شود. دو عدد آن قبل از برآورده شدن حاجت و سومی بعد از برآورده شدن پهن می‌شود. با آردی که از خانه‌های یاد شده گرفته‌اند حلوای کم رنگی پخته شده و در بشقاب می‌گذارند. در کنار آن بشقاب‌ها که در سفره گذاشته می‌شود مقداری هم نان گذاشته می‌شود. بر سر این سفره دعایی مانند دعای توسل خوانده می‌شود. بعد از آن داستانی که مربوط به بی‌بی سه‌شنبه است گفته می‌شود. داستان این است:

دختری در خانه نامادری زندگی می‌کرد. نامادری هم هر روز صبح گاو و گوسفند را به او می‌سپرد تا آنها را به چرا ببرد. یک روز، یکی از گوسفندان او از گله دور می‌شود. این دختر به دنبال آن می‌رود تا آن که به خیمه‌ای می‌رسد. در آنجا پیرزنی بوده که آشی پخته بوده و قدری هم به او می‌دهد. اسم آش را می‌پرسد. آن پیرزن می‌گوید آش بی‌بی سه‌شنبه است که مشکلات را حل می‌کند. وی طریقه جمع کردن آن را از هفت خانه که فاطمه دارند به او یاد داده و می‌گوید که سه بار باید آن را نذر کنی. دوبار را انجام دهی و سومی را گرو نگاه داری. دختر باز می‌گردد و متوجه می‌شود که گله او گم شده است. از ترس نامادری آن شب را به خانه نرفته و بالای درخت می‌رود. پسر پادشاه که از آنجا می‌گذشت او را می‌بیند و به پدرش می‌گوید که فقط همین دختر را برای همسری خود می‌پسندد. مادر پسر با او مخالفت می‌کند اما او هم اصرار می‌کند و با دختر ازدواج می‌کند. یک روز دختر یاد آن پیرزن افتاده و می‌خواهد آن آش را درست کند. از این که آرد را از هفت خانه بگیرد خجالت می‌کشد. برای همین قدری آرد را در هفت طاقچه می‌ریزد و به هریک از آنها می‌گوید: یا مشکل گشا یا فاطمه. در این وقت مادر شوهرش می‌بیند و از این کار عروس ناراحت شده و به پسرش می‌گوید که من گفتم که این دختر گدازاده است و شایسته عروس ما شدن را ندارد. این قدر ناز و نعمت داریم، او این آش را درست کرده است. پسر به سمت دیگ رفته و آن را واژگون می‌کند. همان وقت پسر پادشاه متهم می‌شود که سه نفر را کشته است. شاهدش هم آن که سه سر آدم در خورجین اسب او پیدا می‌شود. این پسر دستگیر و زندانی می‌شود. مادرش فکر می‌کند که این مصیبت حتماً به خاطر همان آش است. از عروسش در این باره می‌پرسد و او هم قصه را می‌گوید. زن پادشاه راه افتاده از هفت خانه که فاطمه دارند یک پیمانه آرد گرفته و آش را می‌پزد. وقتی دیگ را بار می‌گذارندخبر می‌رسد که قاتل آن سه نفر دستگیر شده و پسر پادشاه آزاد می‌شود. به جای آن سه سر هم سه خربزه در خورجین پیدا می‌شود. این داستانی است که هرگاه سفره پهن می‌شود آن را شرح می‌دهند.

لازم به یادآوری است که حلوای یاد شده را تنها دختران حق دارند بخورند نه پسران، مگر آن که با آردی غیر از آردی باشد که از خانه‌هایی که فاطمه در آنهاست گرفته باشند.

سفره بی‌بی سه‌شنبه (یا سفره بی‌بی حور و بی‌بی نور)

می گویند که بی‌بی حور و بی‌بی نور دو تا از دختران پیغمبر (ص) بوده‌اند و بی‌بی سه‌شنبه نیز یکی از زنان مقدس و نیکوکار و معاصر با آنها بوده است وجه تسمیه بی‌بی سه‌شنبه از آنجاست که این زن مقدس روز سه‌شنبه به دنیا آمد و روز سه‌شنبه ازدواج کرد و روز سه‌شنبه هم فوت نموده است به همین جهت نام او را بی‌بی سه‌شنبه گذاشته‌اند.

در خراسان زن‌ها یک نوع آش نذری به نام آش بی‌بی سه‌شنبه یا آش بی‌بی حور و بی‌بی نور می‌پزند که خیلی معروف است و گویا در تمام ایران هم پختن آن مرسوم است. سفره این آش را برای هر حاجتی می‌توان انداخت و جمله زنان را عقیده بر آن است که این سفره مؤثرترین نذرهاست زیرا در ضمن انجام مراسم نذر، زنان مقدسی که سفره به نام آنها انداخته می‌شود (بی‌بی حور و بی‌بی نور و بی‌بی سه‌شنبه) نصف شب می‌آیند و اثر انگشت خود را روی غذای نذری می‌گذارند و به این طریق به صاحب نذر می‌فهمانند که نذرش قبول و حاجتش برآورده خواهد شد و کمتر دیده شده است که کسی با خلوص عقیده و نیت پاک ین سفره را بیندازد و حاجتش برآورده نشود.

سفره بی‌بی حور و بی‌بی نور قصه مخصوصی دارد که در موقع انداختن سفره و انجام مراسم نذر باید بوسیله یک نفر نقل شود.

سفره بی‌بی حور و بی‌بی نور برای هر نذر و حاجتی انداخته می‌شود.

این سفره را در همه ماه‌ها می‌توان انداخت جز در ماه‌های محرم و صفر. طرز انداختن سفره به این طریق است که شب سه‌شنبه مقارن غروب آفتاب سفره تمیزی در اتاق خلوتی روی زمین پهن می‌کنند و اشیاء ذیل را در سفره می‌گذارند: مقداری آرد الک کرده برای پختن آش، یک نعلبکی شکر یا خاک قند، یک نعلبکی نمک سائیده، یک بشقاب نخود وکشمش، یک سرمه دان، یک استکان سرکه، یک جانماز تمیز با مهر و تسبیح، یک آئینه، یک جلد کلام الله مجید و یک عدد کارد و جمیع وسایل و حبوباتی که برای پختن آش نذری لازم است.

پس از آنکه اشیاء و لوازم مذکور را در سفره گذاشتند دو عدد شمع نیز روشن کرده در دو طرف آیینه درون سفره قرار می‌دهند آنوقت چراغی روشن کرده آنرا وسط سفره می‌گذارند. پس از آنکه سفره به این طریق حاضر شد صاحب نذر وضو گرفته با خلوص نیت در کنار سفره می‌نشیند و دو رکعت نماز حاجت می‌خواند. آنگاه از اتاق خارج می‌شود و در اتاق را قفل می‌کند. تا فردا صبح که مراسم اصلی سفره انجام می‌گیرد، هیچکس نباید وارد شود. صاحب نذر نیز تا ظهر روز بعد که غذای نذری بین مهمان‌ها تقسیم می‌شود بایستی روزه بگیرد و چیزی نخورد.

زن‌ها عقیده دارند اگر خدا بخواهد نذر آنها را قبول کند مقارن نصف شب که همه خوابیده‌اند بی‌بی سه‌شنبه یا بی‌بی حور و بی‌بی نور می‌آیند و روی آرده و نمکی که در سفره گذاشته شده، انگشت می‌زنند به این جهت صاحب نذر برای آنکه بفهمد نذرش قبول شده است یا نه، صبح زود وضو گرفته وارد اتاق می‌شود و به آردها و نمکی که شب قبل در سفره گذاشته است نظری می‌اندازد. اگر اثر انگشت یا جای تسبیح روی آردها یا نمک‌ها دید که مطمئن می‌شود نذرش قبول خواهد شد اما اگر آرد و نمک دست نخورده بود مأیوس می‌گردد و یقین می‌کند که بی‌بی حور و بی‌بی نور به سفره او توجهی نکرده‌اند.

پس از مشاهده اثر انگشت و اطمینان به اینکه بی‌بی حور و بی‌بی نور به آن سفره نظر انداخته‌اند صاحب نذر آردهای توی سفره را برمی‌دارد و با آرد دیگری مخلوط نموده از آن خمیر می‌سازد و از آن دو قرص نان، یکی بزرگ و یکی کوچک بنام نان کماج درست می‌کند و در همان موقع دیگ آشی را که برای سفره ظهر لازم است به بار می‌گذارد (البته عده‌ای عقیده دارند وسایل سفره را باید از هفت خانه که فاطمه نام در آنها باشد باید تهیه کرد و از آرد داخل سفره باید حلوا درست شود.)

بر سر سفره زنان سومنه دعوت می‌شوند، کاسه‌های آش را می‌آورند و در سفره می‌چینند آنگاه دختر نابالغی قرص نان کماج را برداشته و بر بالای سر صاحب نذر تکه تکه می‌کند. سپس خرده‌های نان را با مقداری نخود و کشمش که از شب قبل در سفره باقی مانده است مخلوط می‌نماید و برای هریک از مدعوین مقداری در نعلبکی ریخته به او می‌دهد. در این موقع یکی از زن‌ها بر بالای صندلی رفته و سوره الرحمن را قرائت می‌کند و دختر نابالغ که نامش فاطمه است روبه قبله کنار سفره قرار می‌گیرد و یک کاسه آش با یک کاسه خالی و یک قاشق را در جلو خود می‌گذارد و با هر سوره‌ای که قرائت می‌شود یک قاشق از آش را برداشته در کاسه خالی می‌ریزد و تا ختم سوره آش‌ها را جابجا می‌کند. پس از آن صاحب نذر آش را به حضار تعارف می‌کند. پس از اتمام روضه قدری پنبه به روغن مالیده به اسم دوازده امام در روی خشت خامی روشن می‌کنند و پس از آنکه سوخت و تمام شد کاسه‌های آش را بین زن‌ها تقسیم می‌کنند. خشت خام و تکه پنبه‌ای را که قبلا آتش زده بودند به آب روان سر می‌دهند. [1]

سفره حضرت ابوالفضل (ع)

این سفره هم با نذر شروع می‌شود و ممکن است پیش از برآورده شدن حاجت یا بعد از آن باشد. سفره حضرت ابوالفضل (ع) به عکس سفره امام حسن (ع) بسیار مجلل و باشکوه می‌باشد و بسته به توان شخص از انواع خوراکی‌ها و آجیل‌ها و میوه جات در آن گذاشته می‌شود. عدس پلو، آش، حلوا، شله زرد، شیرینی و میوه از جمله چیزهایی است که سر این سفره گذاشته می‌شود. وقتی سفره چیده شد و همسایگان و آشنایان جمع شدند روضه‌خوان روضه حضرت ابوالفضل (ع) را می‌خواند و بعد از آن جماعت شروع به خوردن می‌کنند. در پایان هم اگر چیزی در سفره ماند برخی از افراد برای تبرک آن را به خانه‌شان می‌برند تا سایر افراد خانواده هم از آن استفاده کنند.

این سفره برای برآمدن هرگونه حاجتی از قبیل شفای بیمار و سلامت مسافر، پیداشدن مال و... مفید است.

مراسم اجرای این نذر و انداختن سفره آن به این طریق انجام می‌شود که صاحب نذر روزی را معین کرده از زنان آشنا دعوت می‌کند که به منزل او بیایند مقارن عصر همان روز سفره پاک سفید در وسط اتاق پهن کرده چند کاسه آش رشته و چند بشقاب شله زرد و کاچی و حلوا و نان و پنیر و سبزی و مقداری میوه از قبیل خربزه، هندوانه، سیب، گلابی و انار و انگور و مقداری آجیل، دوازده زنگ، با یک بشقاب عدس پلو و دو بشقاب آرد داخل سفره می‌چینند چند دانه شمع هم روشن کرده بعد یک خانم روضه‌خوان بالای منبر رفته و روضه ابوالفضل را که شرح غم انگیز حضرت ابوالفضل (ع) در روز عاشورا است را با صدای بلند می‌خواند.

پس از ختم روضه هریک از زنان مجلس شمعی را از میان سفره برداشته به نیت برآمدن حاجت خود آنرا روشن می‌کند و در بشقاب آرد قرار می‌دهدو از حضرت ابوالفضل (ع) درخواست می‌کند که حاجت او نیز برآورده گردد.

سپس شربت و آش و عدس پلو و خوردنی‌ها بین حاضران تقسیم و پس از رفتن مهمان‌ها صاحب خانه آرد زیر شمع‌ها را برداشته الک می‌کند و سایر خوردنی‌ها را که باقی مانده بین فقرا تقسیم می‌کند و پس مانده آرد و سفره را در آب روان سرمی‌دهند. [2]

سفره حضرت رقیه خاتون

سفره حضرت رقیه به عقیده عوام برای نذر و حاجتی از قبیل بیماری و صحت مسافر، خانه خریدن و زیارت رفتن مؤثر می‌باشد. این سفره معمولاً در اماکن متبرکه انداخته می‌شود صاحب نذر می‌تواند سفره را در خانه شخصی خود نیز بیندازد مشروط بر آنکه خانه او بسیار پاک و طاهر باشد.

سفره حضرت رقیه در سه نوبت و هر نوبت یکی از شب‌های جمعه می‌اندازند. بعضی معتقدند که این سفره را در شب دوشنبه نیز می‌توان انداخت. آیین گستردن سفره حضرت رقیه و انجام مراسم آن از سفره حضرت ابوالفضل (ع) و سفره بی‌بی حور و بی‌بی نور ساده‌تر است.

اگر کسی که مراد یا حاجتی داشته باشد به نیت برآمدن حاجت خویش شب جمعه مقارن غروب آفتاب یک عدد نان و دو عدد شمع و کمی کاه و پنج سیر خرمای تازه یا خشک از کسبه سر گذر می‌خرد و به خانه می‌برد وقتی به خانه رسید وضو می‌گیرد و با خلوص نیت هسته‌های خرما را بیرون می‌آورد و به آب روان سر می‌دهد. بعد سفره سفید و تمیزی از خانه برداشته با خرما و نان و کاه و شمع‌ها و یک عدد بشقاب به مسجد می‌برد و در آنجا سفره قرار می‌دهد. آنگاه نان را به هشت قسمت تقسیم می‌کند و در سفره می‌چیند و روی هر تکه نان مقداری خرما می‌گذارد. سپس کاه را در بشقاب می‌گذارد و دو رکعت نماز حاجت می‌خواند. پس از ختم نماز از روضه‌خوانی دعوت می‌کند که در کنار سفره بنشیند و رضه حضرت رقیه (س) را که عبارت از شرح مصیبت آن خاتون مقدس در ویرانه شام و قساوت و بی‌رحمی یزید بن معاویه است بخواند، بعد از اتمام روضه‌خوانی و شمع‌ها سوخت صاحب نذر با چشم گریان کاه‌های توی بشقاب را برمی‌دارد و بر سر و روی خود می‌پاشد و نان و خرما را هم بین کسانی که دور سفره جمع شده و به روضه گوش فراداده‌اند تقسیم می‌کند و می‌گوید (یا حضرت رقیه مراد مرا بده) مردمی که نان و خرما گرفته‌اند با وی همداستان شده حضرت رقیه (ع) را به روح پدر و جد بزرگوارش سوگند می‌دهند که هرچه زودتر حاجت صاحب نذر را برآورد و او را به مراد خود برساند.

پس از انجام مراسم صاحب نذر سفره را جمع می‌کند و به خانه بازمی‌گردد و شب جمعه بعد چهار عدد شمع و دو عدد نان و ده سیر خرما (دو برابر اول) می‌خرد و به مسجد می‌رود و باز همان مراسم را انجام می‌دهد. پس ار ختم روضه و تقسیم کردن نان و خرما به خانه می‌آید آن‌وقت سفره سوم را «گرو» نگاه می‌دارد تا حاجتش برآورده شود. همین که به مراد خود رسید سفره سوم را هم می‌اندازد منتهی این بار شش دانه شمع و سه عدد نان و پانزده سیر خرما در سفره می‌گذارد. [3]

ولیمه

ولیمه یکی از رسوم اسلامی است، ولیمه دادن یعنی دعوت از مؤمنین و ارحام و همسایگان و فقرا به میهمانی صرف غذا، حضرت محمد (ص) فرمودند ولیمه پنج مورد است: ازدواج، تولد فرزند، ختنه، خرید منزل، مراجعت از مکه معظمه.

ولیمه و مهمانی، باعث هم دلی و نزدیکی می‌شود و عقده‌ها و کینه‌ها را می‌زداید و به ویژه که باید از اسراف دور باشد، خداوند به همگان برکت می‌دهد و خوشحالی مؤمنین موجب رضای خدا می‌باشد. [4]

ولیمه عروس (سفره عروسی)

سفره‌ایست که به مناسبت جشن شادی برگزار می‌شود و آدابی در آن رعایت می‌شود؛ شخص در صورتی که دارا باشد با یک گوسفند یا بیشتر غذا را تهیه می‌کند و اگر دارا نباشد هر غذایی که برایش امکان دارد فراهم نماید، قصد صاحب مجلس از ولیمه پیروی از روش سنت رسول اکرم در اکرام به مهمانان مؤمن باشد و جایز نیست که فقط از ثروتمندان دعوت بعمل آید. درصورتی که داماد با خانواده‌اش ثروتمند باشد بهتر است تا سه روز بعد از عروسی مردم دیگر را طعام دهد و در آن ولیمه باید موارد شرع رعایت شود.

سفره تولد نوزاد (ولیمه تولد) و سفره ختنه

یکی از رسوم پسندیده اسلام که علاوه بر آثار اجتماعی، نشانه احترام والدین به کودک است و همچنین به منزله حفظ و سلامتی فرزند است و سفره‌ای گسترده می‌شود و بر آن می‌توان گوسفند ذبح شده یا غذاهای دیگر برای پذیرایی نهاد.

ولیمه حجاج (سفره حجاج)

در تمام ولیمه‌ها بخصوص این نوع ولیمه باید از اسراف پرهیز شود و باید سنت اهل بیت و بزرگان دینی دعوت از تمامی اقشار جامعه به ویژه مستمندان را سرلوحه قرار دهیم، تهیه غذا برای شخصی که از مکه آمده غنیمتی است برای صاحب آن که همان پاداش فراوان باشد.

ولیمه منزل

هنگام تمام بنای ساختمان یا پس از خرید خانه بر مؤمن است تا مردم را به صرف غذا دعوت کند و سفره‌ای بگستراند.

قربانی و سفره‌های مربوط به آن[5]

مراسم ساختمان

وقتی که می‌خواهند خانه‌ای، باغی و یا تنوری بسازند معمولاً یک گوسفند قربانی می‌کنند و با دست راست حیوان را آغشته به خون می‌کنند و بر روی درب خانه می‌زنند. گوشت گوسفند میان مستمندان پخش می‌شود این قربانی را برای این می‌کنند که اقبال یار شود و خونریزی آینده را از آن بنا دور سازند.

در بنای گرمابه یک گاو معمولاً قربانی می‌کردند ویا با دست گاو که آغشته به خون اواست، روی در خانه اثر می‌گذارند.

مراسم سفر

هنگامی که مسافری به خوشی به خانه بازگردد، گوسفندی را قربانی کی کنند و گوشتش را به فقرا می‌دهند، وقتی که مسافر از مرکب خود پیاده می‌شود او می‌خواهد وارد خانه بشود گوسفند را سر می‌برند و باید افزود که خون قربانی زمین را خیس بکند و مسافر از روی آن بگذرد.

مراسم بیماری

وقتی که عضو خانواده‌ای سخت بیمار باشد، برای رفع خطر گوسفندی قربانی می‌کنند در چنین مواقعی اگر حیوان با اجل طبیعی خود بمیرد، دلیل قطعی رحمتی است براینکه بیمار شفا می‌یابد، زیرا سرنوشت آن حیوان را جانشین بیمار کرده است.

آش دندان

همینکه نخستین دندان کودک نیش زد به افتخار او آش دندان درست می‌کنند و اهل خانه و دوستان با هم از این غذا می‌خورند کمه هم به کبوتران امامزاده محل می‌دهند در این هنگام دایه هدیه‌ای دریافت می‌کند.

گروهی معتقدند این آش زمانی پخته می‌شود که طفلی در حال دندان درآوردن است. تصور عمومی برآن است که طفل در وقت دندان درآوردن رنج می‌برد و این آش را برای آسان ساختن آن می‌پزند. آش یاد شده از نخود و لوبیا و ماش و عدس بوده و بسیار درهم و برهم و سفت است و چندان هم خوشمزه نیست. از این آش سهمی برای همسایه‌ها می‌فرستند.

روضه مسلم

این روضه معمولاً به خاطر غریب بودن مسلم برای امور و حاجت‌های خاصی است. مثلاً وقتی کسی گم شده یا کسی زندانی می‌شود این روضه را برگزار می‌کنند. معمولاً نذر می‌کنند که در هفت شنبه می‌باید برگزار شود. روضه‌خوان دعوت شده و طی هفت شنبه با حضور زنان همسایه وآشنا برگزار می‌شود. در این مراسم روضه مسلم را می‌خواند. معمولاً حاضران با آش یا میوه پذیرایی می‌شوند و این بسته به نظر صاحب خانه است و قاعده خاصی ندارد.

آش زین‌العابدین

این آش که نوعی شورباست از آن روی اهمیت دارد که در دوران بیماری امام سجاد (ع) برای ایشان آش می‌پخته‌اند. طبعاً این آش که از مواد بسیار ساده‌ای است که بسیار ساده و کم ماده بوده و به دلیل استفاده از سبزی رنگ آن اندکی به سبزی می‌گراید. افراد برای رسیدن به حاجات خود پختن این آش را نذر می‌کنند و آن را برای همسایگان می‌فرستند.

سفره مراسم دیگ جوش

این سفره در مراسم گروه ویژه‌ای گسترده می‌شود که بعد از مراسم دعا و نیایش خاص خود سفره‌ای را می‌گسترانند گوشت پخته گوسفند را لقمه لقمه کرده و به هریک از مهمان‌ها یک لقمه تعارف می‌شود و در دیگ دیگری که کله‌پاچه می‌پزند و بعد از تعارف لقمه‌ها یک کاسه کوچک آب کله‌پاچه به مهمان‌ها داده می‌شود.

سفره افطار

لحظه پایانی روز که خورشید با دامن سرخ خود آرام آرام دور می‌شود لحظه‌ای که مؤمن یک روز را با اطاعت امر به سر می‌رساند، سفره‌ای می‌گشاید، سماور پیر در گوشه‌ای از سفره مانند مادربزرگ‌ها زیر لب آواز می‌خواند نان تازه و پنیر، خرما و... هرکدام در گوشه‌ای از سفره خود را جا داده‌اند صدای دعا از مسجد محل به گوش می‌رسد و روزه‌دار زمزمه‌کنان با خدای خود راز و نیاز می‌کند و با شنیدن صدای اذان روزه خود را می‌گشاید.

در روایت آمده که پیامبر (ص) با خرما یا چیزی افطار می‌کردند و این همان رسمی است که در میان مسلمانان جهان وجود دارد، چنان که در کشور ما هم به خرما و زولبیا و بامیه افطار می‌شود. شاید به همین دلیل است که پخت انواع شیرینی در کشورهای مختلف، در ماه رمضان رونق دیگری دارد و بعضی از این شیرینی‌ها مخصوص این ماه تهیه می‌شوند.

مثلاً در ترکیه کنافه و باقلوا توسط زنان تهیه می‌شود، در اسلونی انواع نان‌های افطار، باقلوا و حرقه، در لبنان انواع شیرینی‌های لبنانی مانند مشبک، قطایف، کنافه، کلاج، شعیبیاتف المفروکه، قاروتیه و بحصالینو، در امارات و بحرین هریس، در پاکستان جلیبی که همان زولبیای ایران است، در تاجیکستان نشالا و حلوا کنجدی و در ساحل عاج شیر برنج در اغلب کشورهای اروپایی و امریکایی هم، مسلمانان مشتری بازارها و رستوران‌های عربی هستند و از شیرینی‌ها و غذاهای آسیایی بهره می‌برند البته غیر از شیرینی‌های نام برده شده در ایران نان و پنیر و سبزی و گردو و سوپ نیز گذاشته می‌شود.

سفره اطعام ماه رمضان

از عادات پسندیده نه تنها ما مسلمانان بلکه دیگر ادیان، اطعام و دعوت دیگران به غذا در مناسبت‌های مختلف دینی است. هریک از ما در ماه‌های محرم و صفر و رمضان و حتی در مناسبت‌های میلاد و جشن و سرور، بر سر سفره‌ای دعوت شده و یا در روزهای مختلف سال به ویژه شب‌های جمعه و عصرهای پنج‌شنبه دست کم به خرمایی و یا شیرینی و نقل و نباتی میهمان شده‌ایم.

هیچ کس گرسنه نمی‌ماند همه مهمان خدا بودند در میان مردم قدیم همانقدر که کفران نعمت مطرود بود، هیچ شکمی گرسنه نمی‌ماند و کافی بود در کوچه و خیابان کسی ندای گرسنگی سردهد، در اندک مدتی در خانه‌ها باز می‌شد تا ثواب این عمل صواب، نصیب اولین کسی شود که آن گرسنه را سیر کرده بود. در ماه رمضان اعمال خلاف اخلاف و شرع به حداقل خود می‌رسید و چه بسا بسیاری از اعمال مطرود ترک می‌شد و افراد با درس گیری از عمل خود، اعمال نکوهیده را به کناری می‌گذاشتند.

«و اطعام الطعام»

خدایا روزی کن که من اطعام طعام کنم و افطاری دهم.

در ماه مبارک رمضان یکی از چیزهایی که بسیار اهمیت دارد اطعام نمودن و سفره میهمانی پهن کردن برای فقیران و مستمندان در راه رضای خداوند است که از ثواب و منزلت بسیار بالایی برخوردار است. تا آنجایی که نبی مکرم اسلام در خطبه شعبانیه که در روزهای پایانی ماه شعبان در رابطه با فضائل و اعمال ماه مبارک رمضان ایراد فرمودند در ارتباط پاداش افطاری دادن به روزه‌داران در ماه فرمودند:

هرکس در این ماه مبارک روزه‌داری را طعام و افطاری دهد، روز قیامت که قدم‌ها بر صراط می‌لغزد قدم او نخواهد لغزید. در این هنگام یکی از مسلمانان سؤال کرد: یا رسول‌الله اگر چنانچه کسی این توانایی را نداشته باشد که دیگران را مهمان کند و به آنان اطعام داده، آنها را سیر کند چه کند؟ حضرت فرمودند: حتی اگر می‌تواند که به نصف خرما یا جرعه آبی دیگران را مهمان کند برای دوری از آتش جهنم، انجام دهد.

در ماه مبارک رمضان یکی از چیزهایی که بسیار اهمیت دارد اطعام نمودن و سفره میهمانی پهن کردن برای فقیران و مستمندان در راه رضای خداوند است که از ثواب و منزلت بسیار بالایی برخوردار است.

سفره سحری

در دل نیمه‌های شب صدایی نجواکنان او را می‌خواند مؤمن برای خلوص نیت برای نزدیکی به معبودش خود را آماده می‌کند پهن نمودن سفره، چیدن خوراکی‌هایی که او را یاری کند تا بتواند امر حق را اجابت کند و عبادت شبانگاهی از آداب سحرهای ماه رمضان می‌باشد.

وعده سحری در ماه رمضان مانند صبحانه روزهای عادی است و مهم‌ترین وعده غذایی به حساب می‌آید و از آنجا که تمام غذاهایی که در این وعده مصرف می‌شوند، انرژی مورد نیاز و مواد مغذی لازم را تأمین می‌کنند، افراد در طول روز دچار افت قند خون، کاهش تمرکز و پایین آمدن توان کاری نخواهند شد. سحری مانند یک صبحانه کامل یا یک ناهار سبک است و خوردن سالاد و میوه را در سحری نباید فراموش کرد، زیرا برای کاهش احساس گرسنگی و تشنگی بسیار مؤثر است. حداقل سالادی را که می‌توان تهیه کرد از خیار و گوجه فرنگی است که می‌توان با افزودن کمی هویج یا جوانه گندم، عدس و ماش به ارزش غذایی آن افزود. بهترین سبزی که می‌توان به عنوان سالاد در سحر مصرف کرد، کاهو است. این سبزی در مقایسه با سایر سبزی‌ها، دارای آب بسیار بالایی است و به همین دلیل می‌تواند از احساس تشنگی در طول روز بکاهد و فیبر بالای آن مانع ابتلای روزه‌داران به پیوست می‌شود.

سفره ایتام و مستمندان

قرآن گزارش می‌کند که اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نیز همانند جد بزرگوار خویش حضرت ابراهیم (ع) همواره در اطعام و پذیرایی از دیگران پیشتاز بوده‌اند. در روایات بسیاری است که حضرت پیامبر (ص) همواره کسی را بر سر سفره میهمان می‌کرد خداوند در سوره انسان (دهر) به سیره و سنت اهل بیت (ع) اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که آن حضرت برای خشنودی خدا به مسکین و یتیم و اسیر کافر اطعام کرده و از غذای خویش گذشته و به سیر کردن آنان پرداختند. (انسان آیات 5 تا 8)

بسیاری از مردم به یتیمان خویشاوند بی‌توجه هستند و گمان می‌کنند که تنها کمک مالی کفایت می‌کند درحالی که خداوند تأکید بر اطعام ایشان و پذیرایی از آنان دارد؛ زیرا قرار دادن یتیم در کنار خود بر سر سفره موجب می‌شود تا آنها کمبود محبت را احساس نکرده و از فقدان پدر و مادر در رنج نیافتند. از این رو از مردم خواسته شده آن یتیمان را اطعام کرده و در سفره خویش پذیرایی کنند تا احسان را نسبت به آنها کامل گردانند.

کسی که می‌خواهد اهل بهشت و از اصحاب آن قرار گیرد می‌بایست این راه و رویه را در پیش گیرد.

این اطعام به مناسبت‌های مختلف از قبیل شادی و غم و رفع بیماری و رهایی از گرفتاری و شفایابی می‌تواند انجام پذیرد. در روایات است که به هر مناسبتی می‌توان اطعام داد و ولیمه‌ای برپا کرد و مردمانی را بر سر سفره غذا خواند.

خداوند در آیه 40 و 48 سوره مدثر هرگونه ترک اطعام مستمندان و نیازمندان را از اسباب گرفتار شدن به دوزخ برمی‌شمارد و این که اشخاصی از اطعام و میهمان کردن نیازمندان خودداری ورزند از شفاعت شفاعت‌کنندگان نیز بهره‌مند خواهند شد. (همان)

خداوند حتی کسانی را که دیگران را به اطعام دادن تشویق نمی‌کنند سرزنش می‌کند تا چه رسد که شخص خود اقدام به اطعام نکند و یا حتی از آن بازدارد. (حاقه آیات 25 و 35)

به هرحال کسی که بخواهد از عنایت خاص خداوند در دنیا و آخرت برخوردار گردد و از مقام ابرار و یا اصحاب یمین در بهشت برخوردار شود می‌بایست اطعام را مورد توجه قرار داده و آن را سیره و روش زندگی خویش گرداند تا هم اتفاقی انجام شود و هم محبت و مهری جلب گردد.

سفره خیرات اموات

گاهی یاد اونهایی می‌افتیم که در بین ما نیستند یاد مهربانیهاشان، یاد خاطرات شیرین، یاد حرف‌های تلخ و پندآموزشان، گاهی دلمان برایشان پر میزنه، میره و میره تا یک جوری پیداشون کنه وقتی حال و هوای او تمام وجودمان را پر کرد وقتی دلمان خواست با او حرف بزنیم و یا با او یک استکان چای بخوریم، می‌بینیم که جای او خالی است، خالیه خالی، پس به یاد او به چیزی خیره می‌شویم آن لحظه است که دین به کمکمان می‌آید، به این می‌اندیشیم که روح رفتگان شب جمعه به آسمان این دنیا می‌آیند پس به نیت او چیزی مثل خرما، حلوا و... و گاهی هم سفره‌ای با غذاهای رنگین، خیرات می‌کنیم.

پس از مرگ انسان بر اطرافیان و دیگر مؤمنان اعمالی واجب است مانند غسل، کفن، نماز دفن و... و برخی اعمال برای اموات مستحب است مانند صدقه دادن، دعا کردن، خواندن قرآن.

از پیامبر اکرم (ص) آمده است: مردگانتان را که در قبرها آرمیده‌اند از یاد نبرید مردگان شما به کارهای نیک شما رغبت دارند آنها، خود، قدرت انجام کاری ندارند شما صدقه و دعا به آنها هدیه کنید. (یزدی شیخ حسن بن علی، انور العدابه، ص 115، چاپخانه نعمان نجف)

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: برای مردگان خود هدیه بفرستید. پرسیدند: هدیه برای مردگان چیست؟ فرمود: صدقه و دعا و فرمود: ارواح مؤمنان هر شب جمعه به آسمان دنیا می‌آیند و مقابل خانه‌های خود می‌ایستند و با صدای محزون و گریه می‌گویند: ای اهل من! ای اولاد من! ای پدر و مادر من! ای خویشان من! خدا شما را رحمت کند! بر ما مهربانی کنید با چیزی که الان عذاب و حسابش با ما و نفع و بهره آن برای غیر ماست. بر ما به درهمی یا قرص نانی یا لباسی مهربانی کنید... (جامع الاخبار)

پیامبر اعظم (ص) فرمودند: سخت‌ترین لحظه برای میت، همان ابتدای شب اول است؛ پس با صدقه دادن به رفتگان خود رحم کنید، و اگر چیزی برای صدقه دادن نداشتید، دو رکعت نماز بخوانید، در رکعت اول سوره حمد را یک بار و سوره توحید را دو بار قرائت نمایید، و در رکعت دوم سوره حمد را یک بار و سوره تکاثر را ده بار بخوانید. پس از سلام بگویید: بارالها! درود فرست بر محمد و آل محمد و برسان ثواب این نماز را به قبر این میت. (مستدرک الوسایل، ج 2، ص 113)

سفره طعام و سفره سوگواری

زمانی که مرده را از مسکن خود بیرون می‌برند جلوی تابوت یک گوشت ران گوسفند و کمی آرد سرخ کرده می‌گذارند.

روز دوم فوت، هنگام شب به یاد مرده حلوایی درست می‌کنند واز آن به تمام حاضران وحتی و رهگذران می‌دهند. اگر متوفی خیلی مسن باشد باید جوانان از حلوای او حتماً بخورند تا آنان نیز به سن پیری برسند، این غذا را روز هفتم و چهلم و پایان سال فوت نیز تهیه و پخش می‌کنند. پس از به خاک سپردن مرده خویشان و دوستان به خانه او برمی‌گردند و در آنجا زنان غذایی درست می‌کنند که مخلوطی است از آرد گندم سفید و عسل و ادویه (زعفران) که به یاد مرده می‌خورند و از آن سهمی به دوستان و آشنایان دیگر می‌فرستند تا آنان نیز همین افتخار را نصیب مرده بنمایند. [6] بعلاوه کسانی که می‌خواهند به اموات خود احسان کنند عصر پنج‌شنبه با یک سینی پر از حلوا و خرما و انجیر دم در خانه‌شان می‌ایستند و به رهگذران از آن خوردنی‌ها تعارف می‌کنند و اینان یکی از میوه‌ها و یا لقمه‌ای از حلوا را برمی‌دارند و سوره فاتحه و سوره اخلاص را می‌خوانند و این خواندن حمد و قول هوالله موجب آمرزش مردگان خواهد بود.

از سوی دیگر شب دوازدهم شعبان و یا در آغاز پانزدهمین شب همان ماه (شب تولد امام دوازدهم) حلوا تهیه می‌شود و بین فقرا تقسیم می‌کنند تا مردگان امرزیده شوند.

در سومین شب پس از این احسان، فتیله‌ای و یا شمعی در دهلیز اتاق‌ها روشن می‌کنند زیرا در این شب مرده‌ها از خانه خود دیدن می‌کنند.

بخشی از کتاب : حکایت سفره  ها

اثر : پریسا آقارفیعی

ناشر : انتشارات نظری 1393

استفاده از مطلب با ذکر منبع بلامانع است

 



[1].  ص 28 تا 35 عقاید و رسوم عامه مردم خراسان، تألیف ابراهیم شکورزاده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

[2].  صفحه 36 تا 42 عقاید و رسوم عامه مردم خراسان، تألیف ابراهیم شکورزاده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

[3].  صفحه 43 تا 45 عقاید و رسوم عامه مردم خراسان، تألیف ابراهیم شکورزاده، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

[4].  بحارالانوار ج 76 صفحه 157 و ج 103 صفحه 268، صدوق، الخصال، ج1 صفحه 313

[5].  انتشارات تاریخ و فرهنگ، نام کتاب: معتقدات و آداب ایرانی، نوشته مهدی روشن ضمیر

[6].  فرانکلین ج1 ص141


مقالات مرتبط
نظرات
نظری ثبت نشده
نظر دهید
نام و نام خانوادگی


آدرس ایمیل


نظر تذکر:کد HTML ترجمه نمی شود!

آنچه در عکس می بینید وارد کنید:

جستجو



امروز

1397/9/20



محصولی در سبد خرید شما نیست
آدرس ایمیل:

رمز عبور: